إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٠٧ - معناى سعادت و شقاوت
اگر مسئله سعادت و شقاوت هم مربوط به ذات و ذاتيات بوده چرا روايت، مسئله بطن ام را كه يكى از مراحل وجود است مطرح نموده بلكه بايد مىگفت «السّعيد سعيد فى عالم ماهيّته» گرچه اصلا قدم به بطن ام نگذارد مانند زوجيّت كه لازمه اربعه است و اگر اربعه وجود هم پيدا نكند زوجيّت، لازمه آن هست.
نتيجه: روايت مذكور كه مسئله وجود- فى بطن ام- را مطرح كرده شاهدى عليه مصنّف «ره» است زيرا اگر مسئله ذات و ذاتيّات مطرح بود اصلا ارتباطى به عالم وجود نمىداشت و مىبايست آن ملازمه و ارتباط در تمام عوالم حتّى قبل از وجود، تحقّق داشته باشد، همانطور كه زوجيّت، ملازم با اربعه مىباشد. «هذا اوّلا».
و ثانيا: اصلا معناى عبارت، آن نيست كه در بدو نظر به اذهان من و شما مىآيد بلكه معناى آن چنين است كه: به كسى كه عاقبت و سرانجام كارش منتهى به دوزخ است از هنگامى كه در شكم مادر مىباشد به لحاظ سرنوشت بد آيندهاش مىتوان نسبت شقاوت داد.
مثالى نسبت به سعادت و شقاوت دنيوى: فرض كنيد بچّهاى اكنون به مدرسه مىرود و پدرش نسبت به آينده و سعادت و شقاوت او فكر مىكند امّا مخبر صادقى به او خبر داد كه فرزند شما بعد از بيست و پنج سال مثلا يك پزشك متخصّص خدمتگزار خواهد شد، از اكنون رفتار آن پدر- به لحاظ سعادت آينده- با فرزندش تغيير خواهد كرد و او را سعادتمند مىبيند با اينكه بايد بيست و پنج سال بگذرد تا آن فرزند به آن مقام برسد و برعكس اگر مخبر صادقى بگويد آن فرزند در آينده براى اجتماع مفيد نخواهد بود بلكه يك عنصر مضرّى براى جامعه خود مىشود، در اين صورت، انسان از اكنون به لحاظ آينده، او را شقى و بدبخت مىداند و نحوه رفتارش با او به طرز خاصّى است با اينكه بين آن دو مثال و آن دو فرد از نظر فعليّت، فرقى نيست هنوز بيست و پنج سال نگذشته و بچّه گناهى مرتكب نشده، مسئله مخالفت، عدم مخالفت، تحصيل و عدم تحصيل مطرح نيست امّا انسان به لحاظ عاقبت يعنى به اتّكاء مخبر صادق، الآن يكى از آن دو را