إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٨٢ - دليل سوم جبريه
شىء ديگرى ندارد پس الماهيّة متحقّقة بالوجود امّا الوجود متحقّق بنفسه.
ب: اگر بنا باشد ظلمت و تاريكى برطرف شود بايد چراغ و يا خورشيد و يا امثال آن وجود پيدا كند تا فضاى ظلمانى، منوّر شود امّا سؤال ما اين است كه نورانيّت شمس و چراغ به چيست؟
نورانيّت آنها ذاتى است مثلا خورشيد ذاتا نورانى هست و نور ساير اشياء مربوط به ذات آنها مىباشد.
ج: مثال ساده و معروفى كه بين مردم هم رايج است: چربى هر چيز از روغن است امّا چربى روغن از چيست؟
چربى روغن به خاطر خودش و مربوط به ذات آن هست و اين مزيّت، ارتباطى به غير ندارد.
سؤال: آيا پاسخ مذكور، نسبت به شبهه يا دليل سوّم جبريّه قانعكننده هست؟
جواب: خير! بلكه مغالطه و خلطى صورت گرفته و آن جواب از مسير دليل، منحرف شده.
توضيح ذلك: بحث مستدل و نظر جبريّه در آن دليل اين نيست كه اراديّت اراده به چه چيز است تا اينكه گفته شود اراديّت آن مربوط به خودش هست و ...
جبريّه گفتهاند مسلّما و بلا ترديد، اراده، يك امر حادث است و امر حادث نيازمند به علّت موجده هست و همين اراده كه به قول شما اراديّتش به خودش هست از كجا حادث شده و منشأ حدوثش چيست و در امثله مذكور هم مطلب چنين است كه:
شما مىگوئيد ماهيّت، به وجود، متحقّق است و اگر كسى سؤال كند تحقّق وجود به چيست شما مىگوئيد به خودش هست امّا چنانچه كسى سؤال كند كه آن وجود از كجا ناشى شده، آن وجود ممكن كه يك امر حادث و مسبوق به عدم است از كجا تحقّق پيدا كرده، آيا سؤالش باطل و بيهوده است؟
در همان مثال معروف: شما مىگوئيد چربى روغن مربوط به ذات خودش هست،