إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٤٤ - اشكال مصنف بر كلام صاحب فصول
شما خبرى را به صورت «الانسان ضاحك» بيان كرديد موضوع قضيّه مزبور با اينكه جامد هست و عنوان اشتقاقى ندارد امّا در واقع يك قضيّه است معناى «الانسان»، «الموجود الذى ثبت له الانسانيّة» هست يعنى مبدّل به يك قضيّه مىشود.
در اينكه عقد الوضع، خود يك قضيّه است اختلافى بين آن دو بزرگوار وجود ندارد بلكه اختلافشان در اين جهت است كه:
مادّه قضيّه مذكور چيست؟
شيخ الرّئيس فرمودهاند جهت و مادّه قضيّه مذكور، مطلقه عامّه است پس معناى «الانسان» به نظر شيخ «الموجود الذى ثبت له الانسانيّة بالفعل» مىباشد امّا فارابى فرموده، مادّه قضيّه مزبور، امكان است.
نتيجه: موضوع قضيّه و عقد الوضع با اينكه يك كلمه و نوعا هم جامد هست، منحل به يك قضيّه مىشود منتها در جهت و مادّهاش بين آن دو اختلاف هست.
آيا مانعى دارد كه ما در محمول و عقد الحمل هم كلام مذكور را جارى بدانيم و بگوئيم قضيّه «الانسان انسان له الضّحك» در واقع دو قضيّه است محمول يك قضيّه، «انسان» و محمول قضيّه ديگر «له الضّحك» و صورت هريك از آن دو قضيّه چنين است: الف: الانسان انسان ب: الانسان له الضّحك منتها مادّه يكى ضرورت و مادّه ديگرى امكان هست.
پس در جواب صاحب فصول چنين مىگوئيم: