إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٣٥ - نقد و بررسى كلام صاحب فصول
آيا مقصود از «نطق»، نطق ظاهرى است يا منظور، ادراك باطنى مىباشد؟ هريك از آن دو باشد، جزء ذاتيّات انسان نيست زيرا:
نطق ظاهرى به اصطلاح منطقيّين از مقوله كيف است آنهم كيفى كه قابل شنيدن مىباشد و كيف از اعراض و از مقولات عرضيّه است نه از ذاتيّات.
و اگر مقصود از نطق، درك كلّيّات و به اصطلاح «علم» باشد- ناطق يعنى عالم و كسى كه مىتواند كلّيّات را درك كند- در ماهيّت علم بحث كردهاند بعضى گفتهاند:
الف: علم از مقوله كيف است- يك نوع خصوصيّتى است كه براى ذهن انسان، پيش مىآيد- ب: ماهيّت علم از مقوليه اضافه است- به ملاحظه ارتباطى كه بين علم و معلوم مطرح است- ج: ماهيّت علم از مقوله انفعال است- آن حالت تأثّرى است كه براى ذهن و نفس انسان، رخ مىدهد-
ماهيّت علم، چه از مقوله كيف، چه اضافه و چه از مقوله انفعال باشد، تمامش از مقولات عرضيّه است و جزء ذاتيّات انسان نمىتواند واقع شود بنابراين، كلمه ناطق را به هر نحو، معنا كنيد فصل انسان نيست.
سؤال: چرا در منطق «ناطق» را به عنوان فصل انسان معرّفى كردهاند؟
جواب: فصل حقيقى اشياء را غير از خداوند علام الغيوب كه خالق اشياء است، كسى نمىداند و هيچكس نمىتواند فصول اشياء را درك كند زيرا فصول اشياء عبارت است از «ما به الاشياء اشياء» آن صورتى است كه به آن صورت، شىء، شيئيّت پيدا مىكند و درك واقعى آن منحصر به خداوند متعال است لذا چون ملاحظه كردهاند كه نمىتوان فصل حقيقى را درك كرد، چيزى را كه اشاره به فصل حقيقى مىكند و از اظهر خواصّ فصل حقيقى است، جانشين فصل قرار دادهاند بنابراين «ناطق» يك فصل منطقى معروف است نه فصل حقيقى فلسفى زيرا فصل حقيقى براى ما قابل درك نيست.