إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٦٥ - دليل اول
آيا شمشير، تأثيرى در قتل زيد داشته است يا نه؟
جواب: اگر بگوئيد مؤثّر نبوده، مىگوئيم پس چرا بدون شمشير هر قدر، قاتل، اراده كرد، قتل به وقوع نپيوست؟
بلا اشكال و مسلّما «كان السّيف مؤثّرا فى القتل» و شاهدش هم اين است كه اوصافى را به عنوان سببيّت براى شمشير ذكر كرده و مىگويند «قطع السّيف يا السّيف القاطع».
بنابراين شمشير در تحقّق قتل، مؤثّر بوده.
سؤال ديگر: آيا شمشير به تنهائى در قتل زيد، مؤثّر بوده يا اينكه اراده قاتل هم در آن مؤثّر بوده است؟
واضح است كه قاتل هم در كشتن زيد، مؤثّر بوده.
نتيجه: برداشتى كه از مثال مذكور كرده و در نتيجه به جبريّه، پاسخ مىدهيم، اين است كه:
شما در مثال واضح و وجدانى مذكور چگونه دو مؤثّر تصوّر مىكنيد؟
اگر بگوئيد تنها قاتل در قتل، مؤثّر بوده و شمشير، كوچكترين تأثيرى در آن نداشته، خلاف بداهت سخن گفتهايد لذا از مثال مزبور، نتيجه مىگيريم كه:
هم شمشير و هم قاتل در ايجاد «قتل» مؤثّر بودهاند امّا آن دو مؤثّر در طول يكديگر هستند نه در عرض هم و منافاتى با يكديگر ندارند و هركدام ديگرى را تأييد مىكند و مؤثّريّت دوّم از شئون مؤثّريّت اوّل و در رتبه متأخّر از مؤثّريّت اوّل است يعنى:
زيد، اراده قتل نموده به دنبال آن، آلت قتّاله و شمشير مهيّا كرده و با استفاده از آن در خارج، «قتل» به وقوع پيوسته بنابراين با توجّه به مثال ساده و وجدانى مذكور، واضح شد كه:
اجتماع مؤثّرين، مانعيّت و تضادّى با هم ندارند زيرا در عرض يكديگر نمىباشند و اكنون كه عدم منافات مؤثّرين در مثال مزبور، واضح شد به ادامه جواب از دليل جبريّه