إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١١٢ - صحت حمل - عدم صحت سلب
اوّلى ذاتى ب: حمل شايع صناعى، براى تشخيص معناى حقيقى كه گفتيم قضيّه حمليّه تشكيل مىدهيم، اگر «حمل» ما حمل اوّلى ذاتى باشد- كه بين موضوع و محمول يا اتّحاد مفهومى يا اتّحاد ماهوى برقرار است بهنحوىكه بيان كرديم- در اين صورت كشف مىكنيم كه معناى حقيقى اسد، همان موضوع قضيّه حمليّه است به عبارت ديگر، درمىيابيم كه موضوع له لفظ اسد- كه محمول قضيّه است- همان است كه شما در موضوع قضيّه حمليّه قرار دادهايد- الحيوان المفترس- امّا اگر قضيّه حمليّه به نحو حمل شايع صناعى بود، ديگر كشف نمىكنيم كه معناى موضوع با محمول يكى است بلكه متوجّه مىشويم كه موضوع قضيّه حمليّه يكى از مصاديق حقيقى محمول است مانند قضيّه «زيد انسان» كه حمل شايع صناعى دارد و ما از قضيّه مذكور هيچگاه كشف نمىكنيم كه لفظ انسان براى زيد وضع شده- موضوع له لفظ انسان، زيد نيست- بلكه در مىيابيم كه زيد يكى از مصاديق حقيقيه معناى انسان است و اگر از مصاديق حقيقى معناى انسان نمىبود، نمىتوانستيم بگوئيم «زيد انسان» همانطور كه در نظيرش: اگر زيد، يك رجل شجاع باشد، آيا مىتوانيم يك قضيّه حمليّه تشكيل دهيم و بگوئيم «زيد اسد»؟ خير! بلكه مىتوانيم بگوئيم «زيد ليس بأسد» لذا مىگوئيم قضيّه «زيد انسان» با «زيد ليس باسد» هر دو صادق است و زيد، مصداق حقيقى معناى انسان و در جمله دوّم با اينكه زيد، كمال شجاعت را دارد امّا مصداق حقيقى اسد نيست.