إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١١٠ - صحت حمل - عدم صحت سلب
بين زيد و ابيض نه از نظر ماهوى اتّحاد هست و نه از نظر مفهوم امّا از جهت وجود خارجى بين آنها اتّحاد برقرار است يعنى در عالم خارج، موجودى است كه هم عنوان «زيد» بر او منطبق است و هم عنوان «ابيض».
تذكّر: اتّحاد وجودى انواعى دارد گاهى از قبيل «زيد ضارب» مىباشد و علّت اين كه «ضارب» با «زيد» متّحد شده، اين است كه «ضرب» از «زيد» صادر شده است- صدر منه الضّرب- اين نوع اتّحاد را اتّحاد «صدورى» مىنامند.
گاهى هم اتّحاد از قبيل «هذا الجسم ابيض»، هست كه مبدأ و مصدر، حالّ بر موضوع شده يعنى «بياض» عرضى است كه حالّ و عارض بر جسم شده و آن جسم، محلّ بياض است.
گاهى هم اتّحاد از قبيل «زيد مالك» مىباشد مثلا زيد، كتابى را ابتياع مىكند و ما عنوان «مالك» را بر او حمل مىكنيم و مىگوئيم بين زيد و «مالك» اتّحاد وجودى برقرار است امّا نحوه اتّحادش اينچنين نيست كه ملكيّت از زيد، صادر شده باشد يا ملكيّت بر زيد حلول كرده باشد بلكه عنوان اتّحاد اعتبارى و انتزاعى دارد كه بعد از ابتياع كتاب، عنوان مالكيّت براى او محقّق مىشود و در نتيجه، عنوان «مالك» بر زيد منطبق مىشود.
خلاصه: در قضاياى حمليّه بايد بين موضوع و محمول نحوهاى اتّحاد برقرار باشد و چنانچه هيچ نوع اتّحادى حتّى اتّحاد وجودى ثابت نباشد، نمىتوان قضيّه حمليه تشكيل داد.
لازم به تذكّر است كه در قسم اوّل و دوّم از قضاياى حمليّه «حمل اوّلى ذاتى»