إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٩٢ - دليل سوم جبريه
كه شما- جبريّه- نقل كلام در آن اراده كنيد تا در نتيجه، تسلسل يا اضطرار، لازم بيايد.
چگونه نفس انسان، قدرت خلّاقيت اراده دارد؟
مثال: شما به مهندسى مراجعه مىكنيد و از او تقاضا مىكنيد كه نقشه جديد و بىنظيرى كه ابتكارى باشد، برايتان طرح كند او بر اثر درس، زحمت و تجربه، نقشهاى براى شما آماده مىكند كه بىنظير است و قبلا در ذهنش تصوّر نشده منتها قدرت خلّاقيّت نقشه، براى آن مهندس با زحمت و درس خواندن، حاصل شده. خداوند متعال هم قدرتى به انسان داده است كه مىتواند اعمال نفسانى مانند تصوّر، تصديق و اراده را بدون نياز به زحمت، ايجاد نمايد بنابراين اراده، مربوط به كارگاه و كارخانه نفس انسان هست و منشأ آن، قدرتى است كه خداوند به انسان عنايت كرده است.
اينكه در جواب سوّم گفتيم صدر المتألّهين «ره» شصت در صد از جواب شبهه سوّم جبريّه را بيان كردهاند و به چهل درصد آن، توجّه ننمودهاند براى شما واضح شده كه:
اراده انسان از كجا ناشى شده؟
صدر المتألّهين، اشارهاى به آن ننمودهاند ولى با توضيحات ما مشخّص شد كه همان پروردگارى كه جهان هستى را خلق نموده، قدرتى به انسان عنايت نموده كه بتواند تصوّر، تصديق و اراده، خلق نمايد بدون اينكه اضطرارى در ميان باشد.
خلاصه: اراده، امر اختيارى نفسانى است و درعينحال، مسبوق به اراده نيست تا تسلسل يا اضطرار، لازم آيد بلكه ريشه و اساس آن، قدرتى است كه خداوند به انسان عنايت نموده.
تذكّر: تاكنون كلام مفوّضه و جبريّه را با ادلّه آنها بيان و ثابت كرديم كه آن دو قول- جبر و تفويض- محكوم به بطلان است و اينك بايد به بيان قول سوّم بپردازيم تا ببينيم از نظر علمى و با قطع نظر از تعصّب و ارشادات ائمّه «صلوات اللّه عليهم اجمعين» واقعيّت امر چيست زيرا مسأله مورد بحث، يك امر تعبّدى نيست.