إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٩١ - دليل سوم جبريه
جواب: همانطور كه اشاره كرديم «اراده» مانند «تصوّر و تصديق» هست و همگى در يك صف، واقع شده و جزء اعمال اختيارى نفسانى است يعنى همانطور كه لزومى نداشت كه «تصديق» مسبوق به اراده و مقدّمات پنجگانه باشد، در باب اراده هم مطلب به همان كيفيّت است يعنى وقتى اراده و مبادى آن- تصوّر شىء مراد، تصديق به فايده مراد، ميل و هيجان و رغت به آن و ...- محقّق شد، اراده، تحقّق پيدا مىكند و نفس انسانى به علّت موهبت الهى، خلق اراده مىكند و لزومى ندارد كه قبل از آن، اراده ديگرى باشد تا اشكال تسلسل يا اضطرار، لازم آيد- بهطورىكه جبريّه مىگفتند-
اشكال: هر فعل اختيارى بايد مسبوق به اراده باشد.
جواب: چه دليلى بر كلّيّت قاعده مذكور داريد؟
اگر مقصودتان اين است كه تمام افعال اختيارى خارجيّه كه مربوط به اعضاء و جوارح هست بايد مسبوق به اراده باشد، ما هم قبول داريم و آن را با مثال توضيح داديم و چنانچه مقصودتان اين است كه تمام افعال، اعمّ از خارجيّه و نفسانيّه بايد مسبوق به اراده باشند بايد نسبت به آن، دليل اقامه كنيد تا ما بپذيريم شما به مجرّد ملاحظه اعمال خارجيّه مانند قيام، قعود، أكل و شرب نمىتوانيد بگوئيد كه اعمال نفسانى هم مانند «تصوّر، تصديق و اراده» بايد مسبوق به اراده باشند.
اشكال اخير، نظير همان كلام مغلطهگونه مادّيون است كه:
مىگويند هر موجودى نياز به علّت دارد امّا جاى اين هست كه ما از آنها سؤال كنيم:
اينكه مىگوئيد تمام موجودات، نياز به علّت دارند اگر مقصودتان «موجودات ممكنه» هست ما هم قبول داريم كه «ممكنات» محتاج به علّت هستند و چنانچه مقصودتان اين باشد كه «واجب الوجود» هم محتاج به علّت هست بايد دليل معتبر برآن اقامه كنيد زيرا مفهوم واجب الوجود اين است كه او نيازى به علّت ندارد و او مسبوق به علّت نيست.
نتيجه: اراده، يك امر اختيارى نفسانى است و لزومى ندارد كه مسبوق به اراده باشد