إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٦٩ - دليل دوم جبريه
خداوند خارج است يا نه؟
به عبارت ديگر: آيا ممكن است قدرت خداوند متعال به ممتنعات- مانند اجتماع نقيضين- تعلّق بگيرد يا نه؟
جواب: دو فرض براى آن تصوير مىكنيم تا مقدّمهاى شود براى جواب اشكال:
الف: اگر بگوئيد از حيطه قدرت الهى خارج است، لازمهاش اين است كه قدرت او محدود باشد درحالىكه ادلّه نقلى و عقلى دلالت بر عدم محدوديّت قدرت خداوند مىكند.
ب: اگر بگوئيد امكان دارد قدرت پروردگار به اجتماع نقيضين تعلّق گيرد و او مىتواند محال را ممكن نمايد، معنايش اين است كه قاعده عقليّه- استحاله اجتماع نقيضين- تخصيصبردار هست و عموميّت ندارد و در نتيجه اگر قاعده عقلى مذكور، عموميّت پيدا نكرد، شما اصلا نمىتوانيد نتيجهاى از قياسات و قضايا بگيريد و معناى قابل تخصيص بودن قاعده عقلى مذكور، اين است كه:
بشر نمىتواند بين نقيضين جمع نمايد امّا خالق متعال كه صاحب قدرت مطلقه هست، هيچ مانعى ندارد كه بين آن دو جمع نمايد و در نتيجه وقتى اجتماع نقيضين و لو از يك طرف- يعنى خداوند- بتواند تحقّق پيدا كند، هيچ نتيجهاى را نمىتوان از قضايا و قياسات گرفت يعنى با توجّه به دو مثال مذكور:
هم ممكن است عالم، حادث باشد و هم امكان دارد، حادث نباشد و فلان شىء هم وجود داشته باشد و هم وجود نداشته باشد.
خلاصه اشكال: اگر اجتماع نقيضين از دائره قدرت الهى خارج باشد، لازمهاش محدوديّت قدرت خداوند متعال است و چنانچه بتواند متعلّق قدرت الهى قرار گيرد، نتايج حاصله از براهين، بدون فائده مىشود زيرا قاعده عقليّه- استحاله اجتماع نقيضين- قابل تخصيص مىشود و ...
جواب: هم قدرت خداوند متعال، مطلق و غير محدود است و هم مسأله اجتماع