إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٧٤ - مطلب پنجم ثمره نزاع بين صحيحى و اعمى
نعم لا بدّ في الرّجوع إليه فيما ذكر من كونه واردا مورد البيان، كما لا بدّ منه في الرّجوع إلى سائر المطلقات، و بدونه لا مرجع أيضا إلا البراءة أو الاشتغال، على الخلاف في مسألة دوران الأمر بين الأقلّ و الأكثر الارتباطيّين(١).
مطلب پنجم ثمره نزاع بين صحيحى و اعمّى
(١)- مصنّف «ره» مجموعا سه ثمره براى نزاع مذكور، بيان نمودهاند كه يك ثمرهاش را مىپذيرند و ثمره ديگرش را مسلّما رد مىكنند و در ثمره سوّم مناقشه مىنمايند.
قبل از بيان مطلب به ذكر مثالى مىپردازيم.
مولاى حكيمى در مقام بيان فرموده است «اعتق رقبة».
سؤال: در چه صورتى مىتوان به اطلاق خطاب مذكور تمسّك كرد؟
جواب: اگر شك كنيم كه آيا زائد بر عنوان رقبه، قيد ديگرى مانند ايمان در آن معتبر است يا نه، در اين صورت مىتوان به اصالت الاطلاق تمسّك نمود و گفت عتق مطلق رقبه كافى است. امّا اگر شك كرديم كه آيا عنوان رقبه بر فلان موجود صادق است يا نه در اين صورت نمىتوان به اطلاق «اعتق» تمسّك نمود زيرا تمسّك به اطلاق در صورتى صحيح است كه عنوان «رقبه» محرز باشد و در عنوان زائدى مانند ايمان شك داشته باشيم.
الف: امّا ثمرهاى را كه مصنّف پذيرفتهاند: اگر شك كرديم كه آيا فلان جزء براى مأمور به جزئيّت دارد يا نه فرضا شك كرديم كه آيا سوره براى نماز جزئيّت دارد يا نه- و يا اگر نسبت به شرطى شك كرديم كه آيا آن شرط براى مأمور به شرطيّت دارد يا نه- و در روايات باب به دليلى بر جزئيّت يا عدم جزئيّت سوره، برخورد ننموديم، در اين