إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٦٤ - رفع شبهه
و يؤيّده أنّ المضارع يكون مشتركا معنويّا بين الحال و الاستقبال، و لا معنى له إلا أن يكون له خصوص معنى صحّ انطباقه على كلّ منهما، لا أنّه يدلّ على مفهوم زمان يعمّهما، كما أنّ الجملة الاسميّة ك (زيد ضارب) يكون لها معنى صحّ انطباقه على كلّ واحد من الأزمنة، مع عدم دلالتها على واحد منها أصلا، فكانت الجملة الفعليّة مثلها(١).
است كه يترقّب الضّرب منتها اگر آن را به زمانيّات نسبت دهيم معنائى پيدا مىكند كه بر زمان حال و استقبال، قابل انطباق است زيرا وقتى مىگوئيم ما به انتظار ضرب هستيم مفهومش اين است كه ضرب تاكنون محقّق نشده، ممكن است الآن يا در آينده تحقّق پيدا كند.
خلاصه: خصوصيّت «تحقّق» و «ترقّب» در معناى فعل ماضى و مضارع، اخذ شده كه در تمام موارد يكسان است ولى نتيجه آن خصوصيّت به اختلاف فاعلها متفاوت است يعنى اگر فعل ماضى يا مضارع را به زمانيّات، نسبت دهيم بر زمان ماضى يا حال و استقبال منطبق مىشود بدون اينكه زمان در موضوع له آنها اخذ شده باشد و در مواردى كه آنها را به مجرّدات يا نفس زمان نسبت مىدهيم منطبق بر زمان نمىشوند.
(١)- مؤيّدى بر اينكه دلالت بر زمان در موضوع له فعل، اخذ نشده: بين نحويين، مشهور است كه: فعل مضارع مشترك معنوى بين حال و استقبال است.
سؤال: مقصود نحويّين از جمله مذكور چيست؟ آيا منظورشان اين است كه در