إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٧٤ - امر چهارم بين ذات و مبادى صفات چه نوع تغايرى لازم است
مىگويند «اللّه تبارك و تعالى عالم» يا «اللّه جلّ جلاله قادر» و از طرفى مىبينيم محقّقين در علم كلام و فلسفه الهى فرمودهاند صفات جماليّه و ثبوتيّه خداوند، عين ذات اوست و علم و قدرت، زائد بر ذات او نيست.
پروردگار جهان، مانند ممكنات نيست كه ذاتى باشد، وصفى تحقّق داشته باشد كه آن صفت، زائد بر ذات باشد بلكه مذهب اهل حق، اين است كه صفات خداوند، عين ذات او هست نه زائد بر ذات- يعنى دو، مابازاء خارجى تحقّق ندارد- و در آن كلام مولاى متقيان على «عليه الصّلاة و السّلام» چنين آمده: «... و كما الاخلاص له نفى الصفات عنه ...».
بنابراين از طرفى عنوان عالم و قادر بر پروردگار جهان اطلاق مىشود و از طرفى بين ذات و صفت او- يعنى علم- هيچگونه تغاير خارجى و حقيقى وجود ندارد لذا اين بحث پيش آمده كه:
در موردى كه مبدأ، عبارت است از علم- و امثال آن- اگر مغايرت خارجى با ذات نداشته باشد آيا عنوان عالم به نحو حقيقت بر ذات، حمل مىشود، يا اينكه مشتق به نحو حقيقت بر ذات پروردگار حمل نمىشود البتّه در قضيّه «زيد عالم» عنوان عالم على سبيل الحقيقت بر زيد منطبق شده زيرا در قضيّه مذكور، زيد، عالم و اتّصاف زيد به علم تحقّق دارد در نتيجه، عنوان عالم تحقّق پيدا كرده و حمل بر ذات شده.
خلاصه: آيا اطلاق عالم بر خداوند به نحو حقيقت است يا مجاز و يا اينكه نقلى تحقّق دارد يعنى اگر مجاز نباشد باز هم حقيقت مطرح است و آيا مشتق و كلمه عالم از معناى اوّليش به معناى ديگرى نقل داده شده؟