إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٦٦ - رفع شبهه
و ربما يؤيّد ذلك أنّ الزّمان الماضي في فعله، و زمان الحال أو الاستقبال في المضارع، لا يكون ماضيا أو مستقبلا حقيقة لا محالة، بل ربما يكون في الماضي مستقبلا حقيقة، و في المضارع ماضيا كذلك، و إنّما يكون ماضيا أو مستقبلا في فعلهما بالإضافة، كما يظهر من مثل قوله: يجيئني زيد بعد عام، و قد ضرب قبله بأيّام، و قوله: جاء زيد في شهر كذا، و هو يضرب في ذلك الوقت، أو فيما بعده ممّا مضى، فتأمّل جيّدا(١).
مصنّف فرمودهاند: «فكانت الجملة الفعلية مثلها».
(١)- مؤيّد ديگر بر اينكه فعل- بالوضع- دلالت بر زمان ندارد.
سؤال: مقصود از زمان ماضى، حال و استقبال كه در نحو هم از آنها صحبت به ميان مىآيد چيست به عبارت ديگر مقصود از زمان ماضى، گذشته نسبت به چه چيز، منظور است؟
جواب: ميزان، زمان تكلّم است. فعل ماضى، نسبت به زمان تكلّم، گذشته است و همچنين در فعل مضارع، ملاك، زمان تكلم است كه مىگويند ...
بنابراين، محور در ماضى و حال و استقبال، زمان تكلّم است. بعد از بيان مقدّمه مذكور، تأييدى نسبت به اصل بحث، بيان مىكنيم كه:
امثلهاى به شما ارائه مىدهيم كه فعل ماضى در استقبال و فعل مضارع در ماضى استعمال شده باشند.
مثال: «يجيئنى زيد بعد عام و قد ضرب قبله بايام». زيد بعد از يك سال، نزد من مىآيد درحالىكه چند روز، قبل از آمدنش افرادى را مورد ضرب قرار داده است.
در مثال مذكور «ضرب» به دقت عقليّه، حقيقتا مستقبل است زيرا نه هنوز زيد آمده و نه ضربى تحقق پيدا كرده به عبارت روشنتر «ضرب» زيد، نسبت به مجىء زيد گذشته و ماضى است امّا در حقيقت، اصل تحقّق زدن بعدا انجام مىپذيرد و مستقبل