إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٦١ - نقد و بررسى كلام جبريه
اختيار و به علّت كسالت، دائما در حركت است.
سؤال: آيا از نظر وجدان و عقل آن دو حركت، يك گونه هست يا اينكه دو حركت متفاوت و مختلف هست؟
جواب: اگر قول به «جبر» را بپذيريم، لا محاله بايد بگوئيم حركت دست شخص سالم و مختار كه با اراده، صورت مىگيرد با حركت دست شخص بيمار و مرتعش، يك نوع، حركت است درحالىكه وجدانا آن دو حركت، متفاوت و دو گونه هستند و شاهدش هم اين است كه:
الف: اگر شما دست خود را بلند كرده و آن را بر چهره يتيمى فرود آورده و او را مورد ضرب قرار دهيد در اين صورت مورد اعتراض و توبيخ قرار مىگيريد امّا اگر همان يد مرتعش بر صورت يتيمى نواخته شود، هيچگونه توبيخى نسبت به آن فرد، صورت نمىگيرد پس معلوم مىشود آن دو حركت، دو عمل هست و دو اثر مختلف دارد يك اثرش ارادى و مربوط به شما و اثر ديگرش غير ارادى و مربوط به يد شخص مرتعش مىباشد لذا با مراجعه به وجدان، متوجّه مىشويم كه بين آن دو حركت، تفاوت هست.
دو شاهد ديگر بر مدّعاى خود، اقامه مىكنيم.
ب: عقلاء عالم، اعمّ از متديّن و غير متديّن، داراى قوانينى هستند كه به وسيله آن ضوابط، كشور خود را اداره مىكنند.
قوانين مذكور به چه منظور و بر چه اساسى است؟ اگر انسان، فاقد اراده و عمل اختيارى باشد، جعل و تصويب قانون، چه فايدهاى دارد و مخالفت با قانون چه مفهوم و معنائى دارد؟
ج: از جمله مسلّمات و مستقلات عقليّه، حسن عدل و قبح ظلم است اگر احسان، ظلم و عدالت در اختيار ما نباشد، ديگر حسن و قبح چه مفهومى دارد و چگونه مىتوان