إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٥ - چه نسبتى بين موضوعات مسائل و بين موضوع كلى علم وجود دارد
و اخرى لأحدهما، و هذا بخلاف التّداخل في بعض المسائل، فانّ حسن تدوين علمين- كانا مشتركين في مسألة، أو أزيد- في جملة مسائلهما المختلفة، لأجل مهمّين، ممّا لا يخفى(١).
[١]- جواب: بيان مذكور نه تنها بعيد است بلكه ممتنع هم مىباشد البتّه امتناع عقلى- كه مستلزم اجتماع نقيضين يا ضدّين هست- ندارد بلكه ممتنع عادى مىباشد يعنى عادتا نمىتوان دو غرض و دو هدفى داشت كه بين آنها تلازم باشد بهنحوىكه مسألهاى كه محصّل غرض «الف» باشد، محصّل غرض «ب» هم باشد.
حال اگر چنين ممتنع عادى تحقّق پيدا كرد بايد چنين فرض نمود كه: نبايد دو كتاب نوشت و ملتزم به دو علم شد بلكه بايد يك كتاب نوشت و نام آن را يك علم نهاد لكن بايد گفت برآن، دو غرض و دو هدف مترتّب است و اگر كسى طالب آن دو است آن كتاب را بخواند و چنانچه كسى خواهان يك غرض هم هست همان كتاب را ببيند و اگر كسى طالب غرض ديگر هم هست همان يك كتاب را مطالعه نمايد امّا اينكه دو غرض با يكديگر متغاير هستند- و لو متلازم هم مىباشند- سبب نمىشود كه ما دو كتاب و دو علم تدوين نمائيم زيرا عقلاء چنان مطلبى را نمىپذيرند.
سؤال: چه فرقى بين تداخل بعض المسائل و تداخل كلّ المسائل هست؟
جواب: از نظر عقلى، فرقى بين آن دو نيست زيرا اگر تداخل در بعض المسائل ممكن شد، تداخل در كلّ المسائل هم امكانپذير است امّا نكته مهم، اين است كه مسأله تدوين يك علم و دو علم يا تدوين يك كتاب و دو كتاب، يك مسئله عقلى نيست بلكه از مسائل عرفى و عقلائى مىباشد.
در مواردى كه بعضى از مسائل، تداخل داشته باشد- مانند علم اصول و علم لغت كه در بعضى از مسائل بينشان تداخل هست- عقلاء تقبيح نمىكنند كه شما دو علم، دو كتاب و دو عنوان تدوين نمائيد امّا در مواردى كه تداخل در همه مسائل وجود داشته