إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٧ - چه نسبتى بين موضوعات مسائل و بين موضوع كلى علم وجود دارد
ابيض جسم شد، و تحيّز، بنا بر جسميّت برآن عارض شد، جسميّت در ماهيّت ابيض دخالت ندارد ولى در عين حال نسبت بين جسميّت و ابيض هم مانند انسان و حيوان نيست كه او اخص باشد بلكه اين در نقطه مقابل قرار دارد.
آنچه كه جالب مىباشد قسمت اخير است كه: واسطه در عين حال كه به تمام معنا با معروض، مباين است امّا در عين حال، نقش وساطت دارد مثلا با نهادن آب بر روى آتش، آن آب، اتّصاف به حرارت، پيدا مىكند كه واسطه آن، آتش است و نسبت بين آب و آتش، تباين است ولى همين امر مباين خارجى «صار واسطة فى اتّصاف الماء بالحرارة».
مثال ديگر: «جالس السّفينة متحرّك» كسى كه در كشتى مىنشيند اتّصاف به حركت پيدا مىكند درحالىكه واسطه در اتّصاف مذكور، كشتى مىباشد و نسبت بين سفينه و انسان، تباين محض است.
نتيجه: نه مورد براى عرض بيان كرديم.
سؤال: كدام يك از اقسام مذكور، عرض غريب است و كدام يك عرض ذاتى است؟
جواب: قبل از مرحوم آقاى آخوند، پاسخ سؤال مذكور، چنين داده شده كه:
قسم اوّل- الانسان متعجّب- و آن دو قسمى كه واسطه، جزء مساوى يا واسطه، خارج مساوى است- يعنى آن مواردى كه مسئله تساوى مطرح است- گفتهاند از عوارض ذاتيّه است.
نسبت به سه مورد از موارد اخير- كه واسطه، مباين يا اخص و يا اعم هست- اتّفاق