إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٤ - چه نسبتى بين موضوعات مسائل و بين موضوع كلى علم وجود دارد
لا يقال: على هذا يمكن تداخل علمين في تمام مسائلهما، فيما كان هناك مهمان متلازمان في التّرتّب على جملة من القضايا، لا يكاد انفكاكهما(١).
فإنّه يقال: مضافا إلى بعد ذلك، بل امتناعه عادة، لا يكاد يصحّ لذلك تدوين علمين و تسميتهما باسمين، بل تدوين علم واحد، يبحث فيه تارة لكلا المهمّين،
زيرا دخالت كامل در استنباط احكام الهى و فقهى دارد و كثيرا مىبينيم كه در آيات و روايات با صيغه و هيئت افعل، احكام شرعى بيان شده.
ب: از طرف ديگر، مسأله مذكور، يك مسأله لغوى است زيرا لغت و لغوى موضوع له آن را تعيين كرده كه براى چه چيز وضع شده بنابراين، مسأله مذكور هم هدف لغوى را تأمين و هم غرض اصولى را تحصيل مىكند لذا اگر از ما سؤال كنند كه آن مسئله چگونه مسألهاى است پاسخ مىدهيم كه هم مسأله اصولى است و هم لغوى و هيچ مانعى ندارد كه يك مسئله جزء مسائل دو علم باشد.
(١)- سؤال: آيا ممكن است دو علم داشته باشيم كه در جميع مسائل با هم مشترك باشند، البتّه فرضش چنين است كه: بايد دو غرض و دو هدف باشد كه ضمن اينكه دو تا مىباشند، با يكديگر مغاير باشند لكن با يكديگر متلازم هم باشند- متلازمين، متغايرين باشند- يعنى آن دو از يكديگر جدا نمىشوند و هركدام و هركجا كه يكى از آن دو تحقّق پيدا كرد، آن ديگرى هم تحقّق پيدا كند بنابراين، طبق راه و مسيرى كه شما طى كرديد- كه ممكن است بعضى از مسائل هم مربوط به يك علم و هم مربوط به علم ديگر باشد- اين مطلب، اختصاص به بعضى از مسائل ندارد بلكه امكان دارد دو علم در تمام مسائل، متّحد باشند و مع ذلك دو كتاب، دو علم و دو عنوان داشته باشيم البتّه همانطوركه بيان كرديم اين مطلب در جائى فرض مىشود كه بين دو غرض و هدف ملازمه باشد و هر چيز كه يكى از آن دو هدف را تحصيل مىكند بالملازمه ديگرى هم حاصل شود.