إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢١٠ - امر سوم
الثّالث: إنّ دخل شيء وجودي أو عدمي في المأمور به:
تارة: بأن يكون داخلا فيما يأتلف منه و من غيره، و جعل جملته متعلّقا للأمر، فيكون جزءا له و داخلا في قوامه(١).
فساد معامله را دارد و اصل مذكور در واقع همان استصحاب عدم حصول اثر است.
امر سوّم
(١)- ما كه موضوع له الفاظ عبادات را خصوص «صحيح» مىدانيم، لازم است بررسى كنيم كه هيئت تركيبيّه عبادات چيست تا معلوم شود كداميك از اجزاء و شرائط در تسميه و موضوع له الفاظ عبادات، مدخليّت دارند و كدام يك دخالت ندارند. ضمنا در بحث مذكور، مطالب مفيدى هست كه در ساير مباحث هم مىتوان از آن استفاده كرد.
كيفيّت دخالت يك شىء در مسمّا و موضوع له الفاظ عبادات، داراى صور مختلفى هست.- تقريبا چهار يا پنج صورت-
گاهى شىء در ماهيّت مأمور به مدخليّت دارد و گاهى در فرديّت و تشخّص آن، در هريك از دو صورت، ممكن است به نحو جزئيّت، دخالت در مأمور به داشته باشد و يا به نحو شرطيّت پس تاكنون چهار قسم تصوّر نموديم كه ابتداء به بيان آنها مىپردازيم و در پايان، متذكّر مىشويم كه كداميك از آنها در صحّت و فساد مأمور به مؤثّرند و كدامشان در موضوع له مدخليّت دارند.
١- جزء الماهيّت: اوّلين چيزى كه در عبادات، جلب توجّه مىكند، اجزاء آن است مثلا ركوع جزء ماهيّت و حقيقت نماز است.