إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٨ - تمايز علوم به چيست؟
ثمّ إنّه ربّما لا يكون لموضوع العلم- و هو الكلّي المتّحد مع موضوعات المسائل- عنوان خاص و اسم مخصوص، فيصحّ أن يعبّر عنه بكلّ ما دلّ عليه، بداهة عدم دخل ذلك في موضوعيّته أصلا(١).
مصنّف، نسبت بين آن و بين موضوعات مسائل، نسبت بين كلّى طبيعى و افرادش هست- يعنى در «نحو» همان كلمه و كلام، منظور نظر است نه عناوينى مانند «الفاعل، المفعول و المضاف اليه» زيرا اينها مصاديق عنوان كلمه و كلام هستند بنابراين اشكال ايشان را جواب داديم امّا با توجّه به اصل و اساس بيان ايشان كه بر تحسين و تقبيح عقلائى استوار بود، نتيجه مىگيريم ملاك در تمايز علوم، بعد از مراجعه به عقلاء، اختلاف اغراض مىباشد مثلا علم طب، صحّت بدن را تأمين مىكند و علم و حرفه نجّارى براى شما درب و پنجره مهيّا مىكند لذا آن دو علم با يكديگر مغاير مىباشد- و همچنين در ساير علوم-
نتيجه: اين كه تمايز علوم، بحث بسيار مهمّى است و در محلّ خودش بايد مفصّلا بحث شود ولى آن مقدارى كه مصنّف، متعرّض شدهاند اين است كه: تمايز علوم به تمايز اغراض است و تعدّد و وحدت موضوعات و همچنين تعدّد و وحدت محمولات در اين زمينه، هيچگونه نقشى ندارند.
(١)- سؤال: آيا آن چيزى را كه موضوع يك علم مىدانيد- كه نسبت بين آن و بين موضوعات مسائل، نسبت كلّى طبيعى و افرادش هست- بايد داراى يك عنوان خاصّى باشد يا اين كه لزومى ندارد كه عنوان خاصّى داشته باشد، هذا اوّلا و ثانيا آيا اگر عنوان خاصّى داشته باشد ما بايد آن عنوان خاص را بدانيم مثلا اگر از ما سؤال كردند كه عنوان خاصّى داشته باشد ما بايد آن عنوان خاص را بدانيم مثلا اگر از ما سؤال كردند كه موضوع علم اصول چيست و گفتيم موضوعش آن كلّى طبيعى است كه موضوعات مسائل علم