إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٣ - بيان اقسام وضع
آيا قسم مذكور داراى مثال روشنى هست يا نه بهعبارت ديگر، وقوع خارجى دارد يا نه؟
ابتداء در اين زمينه به ذكر سه قول مىپردازيم:
١- مصنّف «ره» فرمودهاند: توهّم شده است كه وضع حروف و آنچه كه به حروف ملحق است- مانند اسماء اشاره، ضمائر و موصولات- عام ولى موضوع له آنها خاص است البتّه بين متأخّرين- از جمله، صاحب فصول و صاحب معالم- همين نظر مشهور است.
مثال: واضع هنگام وضع كلمه «من» كه يكى از حروف جارّه است، مفهوم كلى «الابتداء» را در نظر گرفته امّا لفظ را براى كلّى «ابتداء» وضع نكرده بلكه براى جزئيّات و مصاديق آن وضع نموده است.
٢- توهم شده است كه در حروف و ملحقات آن، وضع عام موضوع له هم عام است امّا مستعمل فيه آنها خاص است مثلا مفهوم كلّى «ابتداء» تصوّر شده و لفظ «من» هم براى همان مفهوم كلّى وضع شده امّا مستعمل در مقام استعمال، آن را در افراد و مصاديق استعمال نموده است.
٣- نظر مصنّف «ره»: تحقيق مطلب، اين است كه حال مستعمل فيه و موضوع له در حروف مانند اسماء اجناس هست. يعنى همانطور كه در اسماء اجناس، وضع عام، موضوع له و مستعمل فيه عام است در حروف هم وضع، موضوع له و مستعمل فيه عام است.