إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٧٤ - دو تذكر
اجازه مىدهم كه هر فردى كه داراى صفت جود و بخشش بود، كلمه «حاتم» را در موردش استعمال كنيد؟ چنين مطلبى نبوده بلكه فرزندى متولّد شده پدرش كلمه حاتم را براى او قرار داد، زمانهائى گذشت، او بزرگ شد و داراى جود فراوان بود و براى مردم ضرب المثل گرديد و از آن پس به هركسى كه داراى جود و سخاى ممتازى بود، عنوان حاتم دادند.
مجوّز استعمال مذكور چيست؟ اصلا كسى توجّه نداشته تا اجازه بدهد يا نهى كند درحالىكه آن استعمال حسن است. و يا مثلا شما به فردى كه داراى نبوغ فكرى است، عنوان بو على سينا مىدهيد درحالىكه كسى به شما اجازه نداده است لفظى كه براى آن فرد خاص وضع شده، در جنس افراد نابغه استعمال كنيد.
خلاصه: الفاظى كه در غير معانى موضوع له- با مناسبتى كه با معناى موضوع له دارند.
و به صورت مجاز، استعمال مىشوند، ملاك صحّت استعمالشان اجازه و ترخيص واضع نيست بلكه صحّت استعمال، مربوط به طبع است و استعمالى كه نزد ذوق سليم و طبع مستقيم پسنديده باشد، آن استعمال، صحيح است.
دو تذكّر:
١- نتيجهاى كه از بيان مصنّف «ره» در امر سوّم مىگيريم اين است كه:
علاقه بين معناى مجازى و حقيقى، منحصر به آن بيست و چند علاقهاى كه در كتاب مطوّل خواندهايم نمىباشد بلكه ميزان صحّت استعمال، اين است كه طبع انسان آن را بپسندد خواه علاقه بين معناى مجازى و حقيقى جزء علائق منصوصه باشد يا نباشد و شايد تعبير مصنّف به «فيما يناسب ما وضع له» هم اشاره به نكته مذكور باشد.
٢- اشكال: در مدّعاى شما صحّت و بطلان به كار رفته بود امّا در دليلتان مسأله حسن