إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٣١ - امر اول آيا مفهوم مشتق، بسيط است يا مركب نقد و بررسى كلام محقق شريف«ره»
البتّه واضح است كه مصداق شىء به حسب موارد، متفاوت است مثلا اگر بخواهيد «انسان» را به وسيله ناطق، تعريف كنيد، در اين صورت، مصداق شىء همان انسان است.
خلاصه: آيا مفهوم «شىء» را در معناى مشتق، اخذ مىكنيد يا مصداق آن را؟
هيچكدامش درست نيست كه اينك به بيان آن مىپردازيم.
الف: اگر مفهوم «شىء»- مفهوم ذات- در معناى ناطق، مأخوذ باشد، لازمهاش اين است كه عرض عام، داخل در فصل شود زيرا:
در علم منطق «ناطق» را فصل و ذاتى انسان مىدانند شما كه مىگوئيد در معناى ناطق مفهوم «شىء» اخذ شده «شيئيّت» مفهومى است كه جزء ماهيّت اشياء نيست بلكه جزء اعراض، آنهم عرض عام است نه عرض خاص و هر موجود و ماهيّتى داراى عنوان «شىء» هست «الانسان شىء» «البقر شىء» «الجماد شىء» پس «شىء» عرض عام است كه بر تمام اشياء و ماهيّات، صادق است بدون اينكه جزء ماهيّت، دو ماهيّتى قرار گرفته باشد. حال اگر عنوان «شىء» در معناى ناطق، مأخوذ باشد- شما مىدانيد كه در منطق، ناطق را فصل انسان معرّفى كردهاند و معناى اينكه ناطق، فصل انسان است، چنين است كه تنها جزء ماهيّت انسان و مميّز انسان از ساير ماهيّات مىباشد- اختصاص به انسان ندارد و در تمام اشياء به نحو مساوى، قابل حمل و قابل عروض است پس:
اگر مفهوم «شىء» را در معناى ناطق، مأخوذ مىدانيد، تالى فاسدش اين است كه عرض عام، داخل در فصل مىشود، چيزى كه خارج از ذات است داخل ذات مىشود و امرى كه خارج از ماهيّت است داخل در ماهيّت مىشود و نمىتوان به آن ملتزم شد.
ب: اگر در معناى مشتق، مفهوم «شىء» را اخذ نكنيد بلكه مصداق شىء را بياوريد، تالى فاسدش اين است كه قضيّه ممكنه خاصّه به ضروريّه، انقلاب، پيدا مىكند.