إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٨١ - امر پنجم
و لا ينافيه اشتراط العمل في بعضها بكونه بمعنى الحال، أو الاستقبال؛ ضرورة أنّ المراد الدلالة على أحدهما بقرينة، كيف لا؟ و قد اتّفقوا على كونه مجازا في الاستقبال(١).
است كه مشتق- ضارب- دلالت بر زمان حال نمايد درحالىكه اين، خلاف اتّفاق اهل عربيّت است و آنها معتقدند كه اسم دلالتى بر زمان ندارد.
(١)- اشكال: اتّفاق اهل عربيّت- بر عدم دلالت اسم بر زمان- با كلام نحويين منافات دارد زيرا در علم نحو خواندهايم كه بعضى از صفات مانند اسم فاعل و مفعول عمل فعل خود را انجام مىدهند مشروط بر اينكه دلالت بر زمان حال يا استقبال كنند و چنانچه دلالت بر زمان ماضى نمايند لا يعمل عمل الفعل.
وجه منافات: ظاهر كلام نحويين، اين است كه بعضى از مشتقّات مانند اسم فاعل و مفعول دلالت بر زمان حال يا استقبال دارد درحالىكه اهل عربيّت، اتّفاق بر عدم دلالت اسم بر زمان دارند.
جواب: اهل عربيّت، اتّفاق نمودهاند كه اسم «بالوضع» دلالتى بر زمان ندارد نه اينكه «مطلقا» دلالتى بر زمان ندارد و لو بالقرينه. بنابراين مانعى ندارد كه قرينهاى قائم شود بر دلالت اسم فاعل بر زمان- مجازا- لذا مىگوئيم اسم فاعل و مفعول با قرينه، دلالت بر زمان حال يا استقبال مىكند و يعمل عمل الفعل و اتفاق اهل عربيّت، منافاتى با اينگونه دلالت ندارد. مصنّف در عبارت مذكور فرمودهاند «... كيف لا و قد اتّفقوا على كونه مجازا فى الاستقبال».