إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٩٤ - اخبار
به مسأله ولايت است- «فلو انّ احدا صام نهاره و قام ليله و مات بغير ولاية لم يقبل له صوم و لا صلاة ...»-
استدلال، طبق اين فقره است: «فاخذ النّاس بالاربع ... فانّ الاخذ بالاربع لا يكون بناء على بطلان عبادات تاركى الولاية الا اذا كانت اسامى للاعم».
از طرفى مىگوئيم عبادات و نمازهاى اهل تسنّن، باطل است و از طرفى امام (عليه السّلام) فرمودهاند «اخذ الناس بالاربع ...» معلوم مىشود كه نماز آنها با اينكه باطل و فاسد است امّا از حقيقت و مسمّاى صلات، خارج نيست و يكى از مصاديق حقيقى نماز است پس لفظ صلات در عمل باطل استعمال شده و ظاهرش اين است كه استعمال مزبور به نحو حقيقت است.
ب- ... دعى الصّلاة ايّام اقرائك ...
تذكّر: در علم اصول خواندهايم كه اگر مأمور به يا منهىّ عنه مقدور مكلّف نباشد، نمىتوان نسبت به آنها امر يا نهى نمود- قدرت در متعلّق امر و نهى معتبر است-
نحوه استدلال: در روايت مذكور به زن حائض، خطاب شده كه در ايّام ابتلاء به حيض، نمازش را ترك كند.
سؤال: آيا حائضى كه از خواندن نماز، نهى شده، در ايّام حيض، قدرت بر اتيان نماز صحيح دارد يا نه؟
جواب: خير، او به هر كيفيّت نماز بخواند، عملش باطل است.
سؤال: پس چگونه نماز او منهىّ عنه واقع شده؟
جواب: چارهاى نداريم جز اينكه بگوئيم لفظ صلات در روايت مذكور در نماز