إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٠٠ - امر ششم
انقضاء، مجاز مىدانيد يعنى نتيجه كلام شما اين است كه: كثيرى از استعمالات مشتق، مجازى است- چون در مورد انقضاء كثرت استعمال دارد- و از طرفى هم مشتق را در مورد انقضاء، مجاز مىدانيد پس لازمه كلام شما اين است كه:
كثيرى از موارد استعمال مشتق مجاز باشد و «هذا بعيد» و اين مطلب با حكمت وضع سازش ندارد زيرا:
واضع، مشتق- و ساير الفاظ- را وضع نموده تا مانع استعمالات محتاج به قرينه شود امّا شما ادّعا مىكنيد كه كثيرى از موارد استعمال مشتق و يا اكثر موارد آن، مجاز است بلكه مناسب بود كه واضع، مشتق را براى اعم، وضع كند تا استعمالات مجازى محتاج به قرينه نباشند.
قبل از بيان جواب اشكال مذكور، ايراد ديگرى را همراه با جوابش بيان مىكنيم.
قوله: «لا يقال كيف و قد قيل بان اكثر المحاورات مجازات».
مستشكل، ايرادى بر خود، وارد و آن را رد مىنمايد كه: اشكال نكنيد كه در علم معانى و بيان خواندهايم كه اكثر محاورات عرب، مجاز و استعمالات حقيقى در برابر استعمالات مجازى، كم است و نوع محاورات به خاطر اينكه لطايفى در آنها رعايت شود، مجاز است.
قوله: «فانّ ذلك لو سلّم فانّما هو لاجل تعدّد المعانى المجازيّة ... فافهم».
اگر اشكال مذكور را داشته باشيد، جواب مىدهيم كه:
اوّلا قبول نداريم كه نوع محاورات، مجاز باشد و اين مطلب جزء مسلميّات نيست.
و برفرض كه بپذيريم نوع محاورات، مجازى است، محلّ بحث ما با آن موارد، تفاوت دارد و فرقش اين است كه:
در ساير موارد- غير از محلّ بحث- يك معناى مجازى، تكثّر ندارد، بلكه معانى