إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٩٥ - جهت اول معانى لفظ«امر» - الف، ميم و راء - از نظر لغت و عرف
و لا يخفى أنّ عدّ بعضها من معانيه من اشتباه المصداق بالمفهوم؛ ضرورة أنّ الأمر في (جاء زيد لأمر كذا) ما استعمل في معنى الغرض، بل اللام قد دلّ على الغرض، نعم يكون مدخوله مصداقه، فافهم(١).
٥- «شىء»: مانند «رأيت اليوم امرا عجيبا» اى شيئا عجيبا.
٦- «حادثه»: مانند «امر كربلا من اعظم القضايا».
٧- «غرض»: مانند «جاء زيد لامر كذا» يعنى زيد براى فلان غرض و هدف آمد.
تذكّر: چون قدر جامعى بين معانى مذكور تصوّر، نمىشود لذا ظاهر، اين است كه لفظ امر به نحو اشتراك لفظى در معانى مذكور، استعمال شده.
(١)- ايراد مصنّف بر معانى مذكور: پوشيده نيست كه شمردن بعضى از معانى مذكور به عنوان مفهوم و معناى «امر» اشتباه مصداق به مفهوم است از جمله:
الف: گفته شده يكى از معانى «امر» عبارت است از «غرض و هدف» مانند جئتك لامر كذا.
در مثال مذكور و اشباه آن، لفظ «امر» در مفهوم «غرض» استعمال نشده بلكه از حرف لام «غرض» را استفاده مىكنيم، نه اينكه كلمه «امر» در مفهوم غرض استعمال شده باشد لكن اين مطلب را مىپذيريم كه «امر» در چيزى استعمال شده كه آن، «مصداق» غرض است.
به عبارت ديگر: در محلّ بحث، خلطى بين مفهوم و مصداق شده، مدّعاى شما اين است كه «امر» در مفهوم غرض استعمال شده ولى ما مىگوئيم شما مفهوم غرض را از كلمه «لام» استفاده مىكنيد و امر به معنا و مفهوم غرض استعمال نشده بلكه امر به