إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٩٧ - جهت اول معانى لفظ«امر» - الف، ميم و راء - از نظر لغت و عرف
و هكذا الحال في قوله تعالى فَلَمَّا جاءَ أَمْرُنا* يكون مصداقا للتّعجب، لا مستعملا في مفهومه، و كذا في الحادثة و الشأن.
و بذلك ظهر ما في دعوى الفصول، من كون لفظ الأمر حقيقة في المعنيين الأوّلين، و لا يبعد دعوى كونه حقيقة في الطّلب في الجملة و الشّيء، هذا بحسب العرف و اللغة(١).
لزيارتك» كه نمىتوان به جاى كلمه زيارت، لفظ «غرض» را استعمال نمود زيرا غرض، مفهومى است كه زيارت، مصداق آن هست و نمىتوان به جاى كلمه «زيارت» لفظ غرض را استعمال كرد امّا مىتوان به جاى لفظ امر كلمه غرض را به كار برد و گفت جاء زيد لغرض كذا با توضيحات مذكور مىتوان نتيجه گرفت كه «غرض» مفاد كلمه امر است و مسأله مصداق، مطرح نيست.
(١)- ب: از جمله معانى و موارد استعمال «امر» را «فعل» و «فعل عجيب» ذكر كردهاند مانند «فلما جاء امرنا» در مورد مذكور هم «امر» در مفهوم فعل عجيب استعمال نشده بلكه در معناى «شىء» استعمال شده منتها نه مطلق شىء بلكه شىء كه مصداق تعجّب است و صدق عنوان تعجّب برآن، غير از اين است كه در مفهوم تعجّب و فعل عجيب استعمال شده باشد.
ج د: مواردى را هم كه گفتيد «امر» در معناى «حادثه» و «شأن» استعمال شده از اين قبيل است يعنى امر در معناى «شىء» به كار رفته منتها شىء خاصّى كه علاوه بر اين كه مصداق شىء هست، داراى عنوان حادثه يا شأن هم مىباشد.
تذكّر: ظاهرا فرمايش مصنّف «ره» تمام نيست زيرا:
در استعمال «امر» در مفهوم غرض- در جمله جاء زيد لامر كذا- ايشان فرمودند:
لفظ «امر» در مفهوم شىء استعمال شده، نه غرض و «لام» دلالت بر غرض مىكند، ما بيان مذكور را مىپذيريم امّا در معانى ديگر «امر» از جمله «حادثه»- مانند امر كربلا