إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٩٩ - معناى اصطلاحى لفظ امر - الف، ميم و راء
و أمّا بحسب الاصطلاح، فقد نقل الاتّفاق على أنّه حقيقة في القول المخصوص و مجاز في غيره، و لا يخفى أنّه عليه لا يمكن منه الاشتقاق، فإنّ معناه- حينئذ- لا يكون معنى حدثيا، مع أنّ الاشتقاقات منه- ظاهرا- تكون بذلك المعنى المصطلح عليه بينهم، لا بالمعنى الآخر، فتدبّر(١).
شأن، مصداق حادثه، مصداق غرض و امثال آن هست و اينكه بعضى گفتهاند لفظ امر به صورت مشترك لفظى در آن معانى استعمال شده، صحيح نيست بلكه آنها مصداق را با مفهوم اشتباه و خلط كرده و خيال نمودهاند لفظ امر در آن مفاهيم استعمال شده درحالىكه لفظ امر در معانى مذكور استعمال نشده بلكه در مصاديق آنها به كار رفتهاند.
نتيجه: لفظ امر، داراى دو معنا- طلب و شىء- مىباشد و ظاهر، اين است كه به نحو مشترك لفظى در آن دو، استعمال شده. صاحب فصول «ره» براى مادّه امر- الف، ميم و راء- دو معنا ذكر كردهاند: الف: طلب ب: شأن.
مصنّف «ره» فرمودهاند از بيان ما واضح شد كه كلام صاحب فصول هم صحيح نيست و كلمه امر در معناى «شأن» استعمال نشده بلكه امر در مفهوم شىء استعمال شده منتها شىء كه مصداق شأن هم هست- اشتباه مصداق به مفهوم، رخ داده- و صاحب فصول خيال كردهاند كه لفظ امر در معناى شأن هم استعمال مىشود درحالىكه شغلنى امر- شأن- كذا و امثال آنهم مانند جاء زيد لامر كذا هست كه امر در مفهوم غرض استعمال نشده بلكه در مصداق غرض به كار رفته.
جمعبندى: به نظر مصنّف از نظر لغت و عرف، مادّه امر- الف، ميم و راء- داراى دو معنا هست: ١- طلب ٢- شىء.
معناى اصطلاحى لفظ امر- الف، ميم و راء-
(١)- نقل اتّفاق شده كه «امر» در قول مخصوص- صيغه افعل- حقيقت است يعنى