إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٩٣ - لا جبر و لا تفويض بل امر بين الامرين
ما ثابت كرديم كه قول به جبر و قول به تفويض محكوم به بطلان است و نتيجه، اين مىشود كه:
لا جبر و لا تفويض بل امر بين الامرين
اعمال اختيارى و اعمال خارجى انسان كه احكامى بر آنها مترتّب هست در عين اين كه با اراده انسان، تحقّق پيدا مىكند و آن اعمال مسبوق به اراده هست- همانطور كه در پاسخ مفوّضه گفتيم- باعث استقلال براى انسان نمىشود- بلكه نفس انسان با عنايت خداوند متعال، داراى قدرت خلاقيّت اراده مىباشد- و بشر، استقلال در تأثير ندارد و معناى استقلال را بيان كرديم كه:
انسان مىتواند تمام راههائى را كه موجب عدم تحقّق «فعل» مىشود كنترل كند و تمام موانع ايجاد را برطرف نمايد و هر چيزى كه بخواهد مانع تحقّق فعل شود، انسان بتواند آنها را از بين ببرد و درعينحال، اين امر به طور كلّى و مطلق در «ممكن الوجود» تصوّر نمىشود زيرا ممكن الوجودى كه اصل وجودش حدوثا و بقاء نيازمند به علّت هست و در هر لحظهاى محتاج افاضه علّت هست چگونه مىتواند ادّعاى استقلال كند و مانند مفوّضه بگويد من در ايجاد فعل و اثر، صددرصد مستقل هستم.
يكى از طرق و چيزهائى كه موجب عدم تحقّق فعل مىشود، عبارت از نبودن نفس فاعل هست، انسان- فاعل- نمىتواند نبود و عدم خود را مانع شود وجود و عدم فاعل در اختيار خود فاعل نيست لذا انسان و فاعل مختار نمىتواند ادّعاى استقلال در تأثير و ايجاد داشته باشد.
تذكّر: هيچگاه نبايد «استقلال» در فعل و «اختياريّت» آن را با هم مخلوط نمود ما هم ادّعا مىكنيم كه افعال انسان، صددرصد اختيارى و ناشى از اراده مىباشد و هم اراده، مربوط به قدرت نفسانى انسان هست و هيچگونه نقصى در آن تصوّر نمىشود امّا درعينحال، استقلال در تأثير هم براى انسان، ثابت نيست.