إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٦٩ - بيان اقسام وضع
اكنون همين بحث را ادامه مىدهيم تا ببينيم به نظر مصنّف «ره» موضوع له و مستعمل فيه اسماء اشاره و ضمائر چيست؟
بيان ذلك: در ادبيّات خواندهايم كه مثلا «ذا» يا «هذا» كه يكى از اسماء اشاره است، براى اشاره به مفرد مذكّر حاضر، وضع شده و مىدانيم كه مفرد مذكّر حاضر، «كلّى» نمىباشد بلكه يك موجود مشخّص و متحقّق در خارج است.
سؤال: كلام ادباء در اين زمينه چگونه است؟
جواب: ممكن است گفته شود مستعمل فيه اسماء اشاره هم مانند حروف عام است به اين ترتيب كه: كلمه هذا- كه يكى از اسماء اشاره است- براى اشاره به كلّى مفرد مذكر، وضع شده امّا «اشاره» آن را جزئى مىكند زيرا به كلّى كه نمىتوان اشاره كرد مخصوصا اگر اشاره عمليّه، همراه آن باشد مثلا گاهى مىخواهيم بگوئيم اين فرد همان كسى است كه فلان عمل را انجام داد، فلان حادثه را آفريد.
مرحوم مصنّف فرمودهاند چه مانعى دارد كه اسم اشاره، اقتضاى جزئيّت بكند امّا «هذا» براى خصوص مفرد مذكّر حاضر وضع نشده باشد بلكه براى اشاره به كلّى «المفرد المذكّر» وضع شده باشد منتها انسان وقتى در خارج مىخواهد، اشاره كند، آن اشاره، مفرد مذكّر كلّى را جزئى مىكند و جزئيت مذكور، جزء معنا نمىباشد.
و همچنين در باب ضمائر: بعضى از ضمائر مربوط به فرد يا افراد غائب و بعضى براى مخاطب است.
ضمير غائب، عنوان اشاره دارد شما كه مىگوئيد ضرب هو- زد او- به غائب اشاره مىكنيد كانّ ضمير غائب هم يكى از شئون اسماء اشاره است منتها در اسماء اشاره به حاضر و در ضمير غائب به غائب اشاره مىكنيد. ضمير غائب- هو- هم مانند اسم اشاره- هذا- است در هذا، اشاره، سبب جزئيّت مىشد در ضمير غائب هم اشاره موجب