إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٣٢ - تفصيل صاحب معالم در استعمال لفظ در اكثر از معنا
الوحدة، فاذا استعمل في الأكثر لزم إلغاء قيد الوحدة، فيكون مستعملا في جزء المعنى، بعلاقة الكلّ و الجزء، فيكون مجازا، و ذلك لوضوح أنّ الألفاظ لا تكون موضوعة إلا لنفس المعاني، بلا ملاحظة قيد الوحدة، و إلّا لما جاز الاستعمال في الأكثر؛ لأنّ الأكثر ليس جزء المقيّد بالوحدة، بل يباينه مباينة الشّيء بشرط شيء، و الشّيء بشرط لا، كما لا يخفى(١).
تفصيل صاحب معالم در استعمال لفظ در اكثر از معنا
(١)- تذكّر: عبارت مذكور، خالى از مسامحه نيست و بعضى از محشّين هم به آن اشاره نموده و ما هم ضمن توضيح متن مذكور، آن را بيان خواهيم كرد.
اگر از امتناع عقلى چشمپوشى كنيم، آيا استعمال لفظ در اكثر از معنا- در دو معناى حقيقى- عنوان حقيقت دارد يا مجاز و يا اينكه تفصيلى در ميان هست.
صاحب معالم، تفصيل داده و فرمودهاند: اگر استعمال در مفرد باشد، چهره مجاز به خود مىگيرد مثل اينكه بگوئيم رأيت عينا و دو معنا از آن اراده كنيم امّا اگر استعمال در تثنيه يا جمع باشد چهره حقيقت دارد.
سؤال: چرا استعمال در مفرد عنوان مجاز دارد؟
جواب: دليل صاحب معالم، اين است كه واضع، لفظ عين را مثلا براى عين جاريه به قيد وحدت و براى عين باكيه به قيد وحدت، وضع نموده، هنگامى كه شما لفظ عين را در دو معنا استعمال مىكنيد، قيد وحدت را الغاء مىنمائيد زيرا لازمه استعمال لفظ در دو معنا، اين است كه هر معنا تنها نباشد و عنوان وحدت نداشته باشد لذا وقتى قيد وحدت را الغاء نموديد، استعمال مذكور، مجازى مىشود- به علاقه جزء و كل- نه