إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٤٧ - صاحب فصول در كلام خود تنظر نمودهاند
مصداق شىء- بدون قيد- نيست بلكه محمول، مقيّد و در صورتى كه محمول، مقيّد است اگر قضيّه بخواهد ضروريّه باشد بايد آن قيد هم ضرورى باشد و چنانچه قيد و وصفش ضرورى نباشد- مانند ضحك و كتابت- در نتيجه، سبب نمىشود كه محمول مقيّد، ضرورى باشد يعنى محمول مقيّد به قيد غير ضرورى، همان امكانى را كه داشت، بعد از اخذ مصداق شىء در مفهوم مشتق باز هم قضيّه ممكنه است پس جهت و مادّه قضيّه «الانسان ضاحك» و «الانسان انسان له الضّحك» ممكنه است نه ضروريّه.
صاحب فصول در كلام خود تنظّر نموده و فرمودهاند در جواب ما به محقّق شريف «نظر» هست و فرمايش ايشان صحيح است.
تذكّر: بعد از ذكر خلاصه بعضى از مطالب قبل به توضيح متن مىپردازيم كه:
بحث فعلى ما اين است كه منظور و مقصود صاحب فصول از عبارتى كه در «فيه نظر»- لانّ الذّات المأخوذة مقيّدة بالوصف ...- آورده چيست.
مصنّف، كلام صاحب فصول را به نحوى معنا كرده كه اشكال مهمّى متوجّه صاحب فصول شده ولى بايد گفت كه منظور صاحب فصول، مطلبى نيست كه مرحوم آقاى آخوند از كلام ايشان استفاده و برداشت كردهاند. مقصود واقعى صاحب فصول، چيز ديگرى است كه آن را توضيح خواهيم داد.
سؤال: منشأ اشتباه مذكور چه بوده؟
جواب: مثالى در كلام صاحب فصول هست كه آن مثال در نسخهها اشتباها ذكر شده، در آن مثال، مبتدائى بدون خبر، ذكر شده و در نتيجه، مرحوم آقاى آخوند در