إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٣٦ - نقد و بررسى كلام صاحب فصول
و لذا ربما يجعل لا زمان مكانه إذا كانا متساوي النّسبة إليه، كالحسّاس و المتحرّك بالإرادة في الحيوان، و عليه فلا بأس بأخذ مفهوم الشّيء في مثل النّاطق، فإنّه و إن كان عرضا عامّا، لا فصلا مقوّما للإنسان، إلا أنّه بعد تقييده بالنّطق و اتّصافه به كان من أظهر خواصّه(١).
[١]- مصنّف «ره» شاهدى اقامه نموده كه ناطق و امثال آن، فصل حقيقى نيست:
گاهى در تعريف بعضى از ماهيّات، دو فصل را ذكر مىكنند مانند «الحيوان حسّاس متحرّك بالارادة».
آيا قابل قبول است كه يك ماهيّت، دو فصل داشته باشد؟
يك ماهيّت نمىتواند دو فصل قريب داشته باشد از اينكه آن دو را در تعريف حيوان، ذكر كردهاند كشف مىكنيم كه هيچكدام فصل نيستند بلكه آنها لازم ماهيّت حيوان هستند منتها از نظر قرب و بعد در يك رديف واقع شدهاند و تقدّم و تأخّرى بين آنها نبوده لذا هر دو را در ماهيّت حيوان، ذكر كردهاند.
قوله: «و عليه فلا بأس باخذ مفهوم الشّىء في مثل النّاطق ...».
بنابراين كه ناطق و امثال آن، فصل نباشند- كه نيستند- مانعى ندارد كه در معناى ناطق، مفهوم شىء اخذ شود و مفهوم شىء اگرچه براى انسان و تمام اشياء، عرض عام، محسوب مىشود امّا همان مفهوم شىء بعد از اينكه مقيّد و متّصف به نطق شد، يك عرض خاص به حساب مىآيد و عرض خاص، لزومى ندارد كه بسيط باشد بهعبارت ديگر، همان عرض عام را وقتى مقيّد نموديم، عنوان عرض خاص پيدا مىكند.
«شىء» عرض عام است و «له النّطق» كه به آن اضافه شد عرض خاص مىشود- براى انسان-