إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٧٥ - نقد و بررسى دليل دوم جبريه
استفاده مىكنيم مرحوم آقاى آخوند در بحث مشتق فرمودهاند احتمال ديگر، اين است كه «نعوذ باللّه معناى قضيّه «اللّه عالم»، «من ينكشف لديه الشّىء» نيست بلكه معناى «عالم»، «من لا ينكشف لديه الشّىء» است- فتعالى عن ذلك علوّا كبيرا-
احتمال سوّم، اين است كه اصلا معناى عالم درباره خداوند براى ما مشخّص نيست و به عنوان لقلقه لسان مىگوئيم «اللّه تعالى عالم».
سؤال: آيا وقتى به خداوند متعال، خطاب مىكنيم «يا عالم، يا قادر» فقط لقلقه لسان است؟
واضح است كه چنان نيست بلكه معناى كلمه «عالم» در هر دو قضيّه مذكور، متّحد است البتّه دو فرق خارجى دارند كه ارتباطى به عالم مفهوم ندارد:
١- علم پروردگار جهان، مطلق است و محدوديّتى ندارد امّا علم زيد، محدود و نسبت به بعضى از اشياء هست و نمىتوان گفت «انّ زيدا بكلّ شىء عليم».
٢- زيد براى تحصيل علم بايد درس بخواند، زحمت بكشد و به محضر استاد برود و علم او عين ذاتش نيست بهخلاف خداوند كه علمش عين ذاتش هست.
مثال: خداوند متعال مىداند كه زيد، دو روز ديگر مسافرت مىكند و فرضا شما هم مطّلع هستيد كه زيد، دو روز ديگر مسافرت مىكند، از نظر ماهيّت و حقيقت علم، نسبت به آن حادثه جزئى، هيچ فرقى بين علم خداوند متعال و علم زيد نيست مگر اين كه زيد، نسبت به چند قضيّه، مطّلع و آگاه مىباشد امّا پروردگار جهان، نسبت به تمام قضايا عالم هست و علمش عين ذاتش هست بهخلاف علم زيد كه با زحمت و مطالعه حاصل شده.
اكنون با توجّه به مثال ساده مذكور، لازم است تجزيه و تحليلى بكنيم كه:
اگر من عالم شدم كه زيد، دو روز ديگر مسافرت مىكند و بعدا هم آن مسافرت تحقّق پيدا كرد، آيا علم من كه صددرصد «مطابقت» با واقع دارد از زيد سلب اراده و اختيار مىكند و مسافرت او نمىتواند اختيارى باشد؟