إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٧٤ - نقد و بررسى دليل دوم جبريه
هنگام اقامه دليل مىخواهيد بگوئيد كه چون علم خداوند با ذات او متّحد است پس علّت تامّه افعال عباد هست- در مدّعاى خود ذات را علّت تامّه افعال عباد معرّفى كرديد در اقامه دليل مىگوئيد چون علم، متّحد با ذات است، علّت تامّه افعال به ظاهر اختيارى ما هست-
تذكّر: مطلب مذكور، صرف يك احتمال در كلام آنها بود و از باب ذكر تمام احتمالات آن را بيان كرديم البتّه آنها چنين حرفى نزدهاند.
ب: چون هميشه علم خداوند متعال، صددرصد و به طور كامل، مطابق با واقع هست پس اگر او نسبت به عمل به ظاهر اختيارى شما- مانند مطالعه فعلى شما نسبت به اين بحث- عالم شد حتما بايد آن عمل تحقّق پيدا كند و اگر محقّق نشود، مستلزم اين است كه نعوذ باللّه علم خداوند، مطابق واقع نباشد بلكه جهل باشد بنابراين چون علم پروردگار جهان به مطالعه شما نسبت به اين بحث بايد مطابق با واقع باشد، مطالعه شما- و ساير اعمال به ظاهر اختيارى بندگان- را از دايره اختيار شما بيرون برده و نمىگذارد كه محقّق نشود پس بايد مطالعه، تحقّق پيدا كند تا علم خداوند صددرصد، مطابق با واقع باشد.
اگر اساس استدلال شما بر مبناى اخير است پاسخ ما به شما- جبريّه- اين است كه:
مرحوم آقاى آخوند در بحث «مشتق» هم متذكّر اين مطلب شدند كه: در تطبيق مشتق بر ذات، بايد بين ذات و مبدأ، نوعى از تلبّس، ارتباط و اضافه تحقّق داشته باشد و گفتيم كلمه عالم- مشتق- را هم بر خداوند، حمل مىكنيم- اللّه تعالى عالم- و هم آن را بر زيد اطلاق مىنمائيم- زيد عالم- ولى پرسش ما اين است كه:
آيا لفظ عالم در دو مثال مذكور، داراى دو معناى متفاوت هست يا اينكه مفهومش در هر دو مثال يكى است؟
جواب: معناى «عالم» در هر دو مثال، متّحد است. همان معنائى را كه از كلمه عالم در جمله «اللّه عالم» اراده مىكنيم همان مفهوم را از لفظ عالم در عبارت «زيد عالم»