إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٣ - چه نسبتى بين موضوعات مسائل و بين موضوع كلى علم وجود دارد
مثلا در تعريف انسان مىگوئيم «بانّه حيوان ناطق» كه حيوان به عنوان جنس و ناطق- به هر معنائى كه باشد- به عنوان فصل انسان مطرح است و از آن مجموعه- جنس و فصل- تعبير به «نوع» مىكنند.
و از دو كلّى از كلّيّات خمس به عرض، تعبير مىشود و مقصود از عرض چيزى است كه داخل در ذات و ذاتيّات نيست و خارج از جنس و فصل است و هيچگونه دخالتى در آن دو ندارد، واضح است كه عرض در برابر ذات و ذاتيّات است و براى آن، تقسيمى كرده و گفتهاند عرض گاهى ذاتى و گاهى غريب است امّا هر دو در عرض بودن مشترك هستند.
سؤال: عرض ذاتى كدام است و عرض غريب چيست؟
جواب: براى تشخيص عرض ذاتى از عرض غريب، اعراض و موارد آن را تحقيق و تتبّع كرده و نه مورد براى آن بيان كردهاند.
قسم اوّل: آن چيزى كه خارج از ذات شىء است- و در محلّ بحث، خارج از ذات موضوع مىباشد- و در عين حال بر ذات، عارض مىشود كه گاهى در عروضش هيچگونه واسطهاى ندارد.
قسم دوّم: گاهى از اوقات، واسطه در آن دخالت دارد كه خود بر دو نوع است:
الف: گاهى واسطه، داخليّه است يعنى ذاتيّات و جنس، واسطه مىشود كه آن بر شىء، عارض شود، يا فصل واسطه مىشود كه آن عارض شىء و انسان شود و الا