إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٦ - بيان اقسام وضع
مفهوم كلّى «ابتداء» را در نظر گرفته امّا آن را براى مصاديق و افراد خارجيّه «ابتداء» وضع كرده- طبق نظر مشهور- و يا اينكه در مقام استعمال آن را در افراد و مصاديق خارجى «ابتداء» استعمال نموده- طبق نظر دوّم- و واضح است كه افراد خارجى ابتداء، همان ابتداء حركت انسان، ابتداء سفر انسان، ابتداء مطالعه انسان و امثال آن مىباشد مثلا هنگام صبح كه از منزل به طرف محلّ كارتان حركت مىكنيد يك ابتداء خارجى محقّق مىشود.
سؤال: اگر موضوع له يا مستعمل فيه حروف جزئى خارجى باشد- مصاديق خارجيّه باشد- چه اشكالى بر نظر مشهور يا قول دوّم هست؟
جواب: اشكال مهمّى كه بر آنها وارد مىباشد، اين است كه مىبينيم حروف در بسيارى از اوقات در جزئيّات خارجيّه استعمال نشدهاند بلكه در يك معناى كلّى استعمال شدهاند و اگر موضوع له حروف، خاص باشد، چگونه در بسيارى از استعمالات در غير موضوع له واقع شده است؟
مثال: گاهى در مقام اخبار از گذشته مىگوئيد «سرت من البصرة الى الكوفة» در اين صورت، ابتداء سير شما از نقطه مشخّصى بوده و از آن «ابتداء» اخبار نمودهايد و اشكالى هم در ميان نيست امّا اگر در مقام انشاء و امر بگوئيد «سر من البصرة الى الكوفة» در اين صورت، مصاديق متعدّدى براى شروع سير وجود دارد و ابتداء سير در اختيار شماست و از هر نقطهاى از نقاط بصره كه حركت نمائيد و به كوفه منتهى شود با آن امر موافقت كردهايد لذا معلوم مىشود كه «من» در جزئى خارجى استعمال نشده است و الا اگر در جزئى خارجى استعمال شده باشد يا موضوع له آن خاص باشد، قابل