إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٨ - چه نسبتى بين موضوعات مسائل و بين موضوع كلى علم وجود دارد
كردهاند كه جزء اعراض غريبه است.
و نسبت به موردى كه واسطه، جزء اعم باشد مثل اينكه انسان به واسطه حيوانيّت، معروض يك عرض شود- كه واسطه، داخليّه، ولى اعم هست- اختلاف شده كه هل هى واسطة بعيدة ام غريبة و بقيه موارد هم مغفول عنه واقع شده و اصلا مورد بحث، قرار نگرفته است.
نظر مصنّف: مرحوم آقاى آخوند با توجّه به موارد اختلاف و با عنايت به مواردى كه مورد تعرّض، واقع نشده يك ضابطه كلّى بيان كردهاند كه:
قبل از ملاحظه عرض غريب و عرض ذاتى، كلّا در مواردى كه واسطه مطرح است دو نوع واسطه مشاهده مىشود، يعنى واسطه در ثبوت و واسطه در عروض.
الف: اصطلاحا واسطه در عروض، آن است كه عرض حقيقتا مربوط به نفس واسطه هست امّا به معروض ديگرى كه نسبت مىدهيم به صورت عرض، مجاز و مسامحه هست امّا حقيقتا- همان حقيقتى كه در علم بيان خواندهايم- مربوط به واسطه هست.
ب: امّا واسطه در ثبوت اين است كه واسطه، سبب مىشود كه عرض حقيقتا عارض معروض شود.
يك مثال عرفى: فرضا دو نفر با يكديگر اختلاف دارند، شخص ثالثى بين آن دو، آشتى و ارتباط برقرار مىكند، ارتباط مذكور، مربوط به آن دو نفر هست امّا شخص ثالث، واسطه شده كه بين آنها تصالح برقرار شود.
مثال فقهى: آب اگرچه كر باشد چنانچه يكى از اوصاف ثلاثهاش- رنگ، بو و طعم- تغيّر پيدا كند، نجس مىشود در مثال مزبور با «آب، تغيّر و نجاست» مواجه هستيم و آب، معروض، نجاست عرض، و تغيّر، واسطه است.
تغيّر، چگونه واسطهاى است؟