إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٩٩ - آيا سعادت و شقاوت از ذاتيات انسان هست
يعنى مردم به منزله معادن طلا و نقره مىمانند يعنى مايه و طلاى اصلى در آنها وجود دارد و به مرور زمان و به واسطه اعمال و افعال، ظاهر مىشود مانند معدنى كه به مرور زمان مايههاى باطنى آن استخراج مىشود.
نتيجه: به نظر مصنّف، سعادت و شقاوت از مسائل ذاتى است و سؤال از علّت هم در مورد آنها مفهومى ندارد.
مرحوم مصنّف در جلد دوّم مطلبى را اضافه كردهاند كه: اگر كسى سؤال كند كه روى مبناى شما- مصنّف- انزال كتب و ارسال رسل فايدهاش چيست جواب خواهيم داد كه:
انزال كتب و ارسال رسل، نسبت به كسانى كه داراى سعادت ذاتى هستند، عنوان «تذكّر» دارد- وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ- و براى كسانى كه داراى شقاوت ذاتى مىباشند، اتمام حجّت مىباشد- ... لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ إِنَّ اللَّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ-
تذكّر: بايد درباره فرمايش مرحوم آقاى آخوند اعلى اللّه مقامه الشّريف تحقيق نمود تا مشخّص شود بيان ايشان صحيح است يا نه.
البتّه واضح است كه مبناى طلبه، اين نيست كه به «انظر الى من قال» توجّهى كند بلكه بايد متوجّه «انظر الى ما قال» باشد و چهبسا شخص بزرگى كه همگان در برابرش