إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٠٠ - آيا سعادت و شقاوت از ذاتيات انسان هست
خاضع هستند امّا نسبت به مطلبى اشتباه كرده باشد «و ليس المعصوم الا من عصمه اللّه تعالى» و آنهم از دايره چهارده نفر تجاوز نمىكند پس ممكن است فردى با كمال عظمت علمى، نسبت به يك مطلب، دچار اشتباه شده باشد.
تاكنون ثابت كردهايم كه افعال اختيارى انسان، مربوط به اراده او مىباشد و اراده هم با خلّاقيّت و قدرت نفس، حاصل مىشود و معناى قدرت «ان شاء فعل و ان شاء لم يفعل» مىباشد و نسبت قدرت به طرفين، علىالسويّه است و اينچنين نيست كه كسى در اراده كار و فعلى، مجبور باشد خواه آن عمل، معصيت باشد يا اطاعت و عبادت.
در حقيقت، قسمتى از پاسخ مصنّف را بيان كردهايم امّا بعضى از نكات و جهات كلام ايشان را بايد نقد و بررسى نمود كه:
ايشان فرمودند كه: ١- سعادت و شقاوت، ذاتى هست ٢- دليلش را «الذّاتى لا يعلّل» بيان كردند ٣- بعضى از روايات را هم ناظر به مطلب و عقيده خود دانستند لذا بايد معناى سعادت، شقاوت و «الذّاتى لا يعلّل» را توضيح دهيم كه در نتيجه معناى آن دو روايت مورد استناد هم واضح گردد.
آيه و روايتى برطبق قاعده «الذّاتى لا يعلّل» وارد نشده بلكه يك مطلب عقلى و مسلّم هست:
سؤال: مقصود از ذاتى چيست؟
«ذاتى» در اصطلاح منطق در دو مورد استعمال شده:
الف: گاهى عنوان ذاتى را در كلّيّات خمس، استعمال كردهاند، مىدانيد سه قسم از كلّيّات خمس- جنس، فصل و نوع- ذاتى و دو قسمش عرضى است و مقصود از ذاتى- در باب كلّيّات خمس- ماهيّت و اجزاء ماهيّت مىباشد.- در مقابل عرضى كه شىء خارج از ماهيّت است كه آنهم بر دو قسم است يعنى عرض خاص و عرض عام-
مثلا حيوان و ناطق، ذاتى انسان مىباشد مجموع «حيوان ناطق» كه عبارت از نوع است، ذاتى انسان است بنابراين ماهيّت بتمامها و همينطور كلّ جزء من اجزاء
إيضاح الكفاية ؛ متنج١ ؛ ص٥٠١