إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٨٧ - دليل سوم جبريه
زيرا عنوان چهارمى نداريم كه در پاسخ آن بيان كنيم. در باب «اراده» هم مطلب به همين نحو است. به عبارت ديگر، بين «حب و علم» و «اراده» فرقى نيست.
نتيجه: از نظر فلسفى و جنبه واقعبينى امر در مورد اراده با سه عنوان «مريد، مراد و اراده» مواجه هستيم و كسى نمىتواند سؤال كند آيا به اراده شما هم اراده تعلّق گرفته يا نه.
اظهار نظر در مورد فرمايش صدر المتالّهين «ره»: ايشان تحقيق خوبى انجام داده و تقريبا شصت درصد پاسخ جبريّه را بيان كردهاند امّا فرمايش ايشان كامل نيست زيرا:
ممكن است قائلين به جبر چنين بگويند كه: صحيح نيست كه سؤال كنيم آيا اراده هم متعلّق اراده قرار گرفته يا نه امّا جاى اين پرسش هست كه:
اراده، يك صفت نفسانى قائم به نفس مريد است و مسلّما يك امر حادثى است و تصميم و اراده رفتن به زيارت، يك صفت نفسانيّه ازليّه نيست بلكه انسان بعد از بررسى جوانب مختلف، تصميم بر زيارت مىگيرد امّا اساس، منشأ و ريشه اراده مذكور چيست؟
آيا منشأ اراده در محدوده اختيار شما بوده يا اينكه اضطرارى بوده است؟
پس وجهى براى سؤال بهنحوىكه صدر المتألّهين «ره» مطرح كردهاند، نيست و امّا به نحو اخير مىتوان پرسش نمود و اشكال جبريّه را سريان داد. لذا است كه مىگوئيم صدر المتألّهين تقريبا شصت درصد از مسير پاسخ شبهه جبريّه را طى كردهاند امّا آن جواب، كامل نيست و اينك به بيان پاسخ چهارم نسبت به دليل و شبهه سوّم جبريّه مىپردازيم كه جواب كامل و قانعكنندهاى هست:
جواب چهارم: پاسخ مذكور، وجدانى و مبرهن است بدون اينكه ترديدى براى انسان باقى بگذارد كه: انسان، داراى دو نوع، عمل مىباشد.
الف: بعضى از اعمال، خارج از نفس انسان- و مربوط به اعضاء و جوارح- مىباشد مانند اكثر افعال انسان از قبيل أكل، شرب، ضرب، قتل و امثال آنها مثلا هر قدر، اراده