إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٨٥ - دليل سوم جبريه
ب: جهت فلسفى: يعنى جهت واقعبينى و واقعشناسى كه در اين جهت توجّهى به مردم، عقلاء ثواب و عقاب نيست- بلكه بايد ديد كه واقعيّت و خصوصيّت فعل ارادى چيست.
فعل اختيارى انسان، يك واقعيّت از واقعيّات جهان هستى بوده و فلسفه هم براى كشف واقعيّات و پى بردن به حقائق جهان هستى مىباشد.
ارادهاى كه در افعال اختيارى تحقّق دارد مسلّما و بلا اشكال يك صفت نفسانى و واقعى است نه يك امر اعتبارى و تخيّلى و داراى امثال و اشباهى هم هست قبل از تحقيق درباره اراده، پژوهشى درباره مشابهات آن مىكنيم سپس بحث خود را مرتبط با اراده خواهيم كرد.
يكى از امثال و اقران «اراده» صفت «حب» است كه خصوصيّتش اين است كه قائم به نفس انسان هست و درعينحال، ارتباطى با متعلّق خودش يعنى شىء محبوب دارد چنانچه اصلا شىء محبوبى در عالم نمىبود صفت «حب» تحقّق پيدا نمىكرد البتّه محبوبها متفاوت است بعضى دنيوى- مانند رياست، پول و مقام- و بعضى مانند بهشت، اخروى است با توجّه به تجزيه و تحليل، نسبت به صفت نفسانى حب، متوجّه سه امر مىشويم:
١- «محب» يعنى شخصى كه صفت حب، قائم به نفس او هست. ٢- صفت نفسانى «حب». ٣- محبوب كه حب و دوستى به آن، تعلّق گرفته و غير از عناوين ثلاثه مذكور، واقعيّت ديگرى نداريم.
سؤال: آيا صحيح است كسى سؤال كند كه «حبّ» شما هم محبوب شما هست يا نه؟
جواب: اصلا موردى و وجهى براى پرسش مذكور نيست زيرا شىء چهارمى نداريم و معنا ندارد كه نفس «حب» هم محبوب انسان باشد.
يكى ديگر از امثال و اقران «اراده» صفت علم است كه يك «واقعيّت نفسانى و قائم به نفس انسان است در اين مورد هم با سه عنوان، مواجه هستيم: ١- علم ٢- عالم ٣-