إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٢٨ - آيا بين طلب و اراده، تفاوتى هست؟
مانعى ندارد.
اشاعره، دائره كلام نفسى را توسعه داده و گفتهاند نه تنها كلام نفسى درباره خداوند متعال ثابت است بلكه در مورد ما هم كلام نفسى تحقّق دارد منتها در هر مورد به يك شكل خاصّى هست كه اينك به بيان آن مىپردازيم:
گفتهاند در جملههاى انشائيّه طلبيّه- مانند اوامر و نواهى- غير از اراده و مقدّمات آن يك صفت نفسانى ديگرى در انسان هست كه دو اسم و نام، براى آن مىتوان ذكر كرد.
الف: اسم عام آن، كلام نفسى است ب: اسم خاصّش، «طلب» نام دارد بنابراين «طلب» اسم خاصّ كلام نفسى موجود در جمل انشائيّه طلبيّه و شعبهاى از كلام نفسى مىباشد و گفتهاند «طلب» حقيقتى است كه قيام به نفس انسان دارد و با «اراده» مغايرت دارد.
آنها در صيغ انشائيّه و جمل انشائيّه تمنّى، ترجّى و امثال آنهم همان بيان را با مختصرى تغيير دارند. مثلا كسى كه مىگويد:
«فيا ليت الشّباب لنا يعود فاخبره بما فعل المشيب» و يا «لا تهين الفقير علّك ان تركع يوما و الدّهر قد رفعه» در نفس او علاوه بر تمنّى و ترجّى، يك واقعيّت و صفت نفسانيّه ديگرى هم وجود دارد منتها فرقش با جمل انشائيّه طلبيّه، اين است كه نام خاصّ آن صفت نفسانى در باب اوامر «طلب» بود ولى در جمل و صيغ انشائيّه تمنى و ترجّى و امثال آن، اسم خاصّى ندارد بلكه اسم كلّى كلام نفسى را برآن، تطبيق مىكنيم.
و همچنين در جمل خبريّه، هنگامى كه شما اخبار كرده و مىگوئيد «زيد قائم» در نفس شما علم و اذعان به نسبت هست امّا غير از علم و اذعان، يك واقعيّت ديگرى هم تحقّق دارد كه نام عامّش كلام نفسى است و در اينجا اسم خاصّى ندارد بلكه آن اسم خاص فقط در باب اوامر و نواهى هست كه از آن «طلب» تعبير مىكنند.