إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٧٣ - امر سوم ملاك صحت استعمال چيست؟
استعمال نمايد مانعى ندارد؟ به عبارت ديگر، ما كه كلمه اسد را بر زيد اطلاق مىكنيم و مىگوئيم «رأيت اسدا يرمى» مجوّز و ملاك صحّت چنين استعمالى چيست و آيا واضع، اجازه كلّى داده است كه لفظ اسد را مىتوانيد در مورد انسان مشابه اسد به كار ببريد؟
جواب: «... وجهان بل قولان اظهرهما انّها بالطّبع بشهادة الوجدان ..».
در مجازات اصلا نيازى به وضع و ترخيص واضع نداريم بلكه ملاك صحّت استعمالات مجازى، اين است كه: بايد طبع انسان، آن استعمال را بپسندد- بشهادة الوجدان- و اصلا صحّت استعمال به معناى حسن استعمال است و هر استعمالى را كه ذوق سليم حسن بداند صحيح و هر استعمالى كه فاقد حسن باشد، غير صحيح است و لذا در استعمالات مجازى نيازى به ترخيص واضع نداريم وقتى ما كلمه اسد را در معناى مجازى و رجلى كه با حيوان مفترس شباهت دارد، به كار برديم و ذوق سليم آن استعمال را پسنديد، مىگوئيم «هذا الاستعمال حسن» و در نتيجه مىگوئيم صحيح هم هست بلكه بالاتر اگر فرضا در موردى واضع، يك استعمالى را تجويز نمود ولى ديديم كه حسنى ندارد، مىگوئيم آن استعمال، غلط و باطل است و همچنين اگر در موردى واضع استعمالى را منع نمود ولى ذوق سليم آن را پسنديد، مىگوئيم آن استعمال پسنديده و صحيح است.
سؤال: چرا اينقدر در برابر واضع، عنوان متخلّف به خود مىگيريد؟
جواب: ادلّهاى بر اين مطلب هست از جمله همين استعمالات و محاورات عرفيه.
مثال: شما كلمه «حاتم» را در هر فردى كه از نظر جود و سخاوت امتيازى داشته باشد استعمال مىكنيد و مىگوئيد فلانى حاتم است، چه كسى چنين ترخيصى را به شما داده است آيا وقتى حاتم متولّد شد و پدرش او را نامگذارى نمود اصلا مىدانست كه فرزندش در آينده، داراى صفت جود مىشود تا اينكه بگويد ايّها النّاس من به شما