إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٦٣ - رفع شبهه
شما- نحويين- مىگوئيد فعل ماضى دلالت بر زمان گذشته و مضارع، دلالت بر زمان حال و استقبال مىكند. به نظر ما در هيچيك از آن دو، زمان، اخذ نشده، لكن بعيد نيست كه خصوصيّتى در معناى فعل ماضى اخذ شده باشد كه لازمه آن خصوصيّت اين است كه اگر فعل ماضى را به زمانى- غير مجرّد و غير از نفس زمان- نسبت دهند، منطبق بر زمان گذشته مىشود امّا اگر آن را به مجرّدات يا نفس زمان نسبت دهند زمان ماضى از آن استفاده نمىشود.
إيضاح الكفاية ؛ متنج١ ؛ ص٢٦٣
ال: آن خصوصيّت چيست؟
جواب: مرحوم آقاى آخوند آن خصوصيّت را ذكر نكردهاند امّا آن ويژگى عبارت است از عنوان «تحقّق و محقّق بودن» مثلا وقتى مىگوئيم «ضرب زيد» يا «علم زيد»- يعنى فعل ماضى را به زمانيّات، نسبت مىدهيم- در فعل ماضى، عنوان محقّق بودن ضرب و علم هست و منطبق بر زمان گذشته مىشود امّا هنگامى كه علم را به خداوند متعال، نسبت مىدهيم انطباق بر زمان ندارد و همچنين وقتى كه فعل ماضى «مضى» را به زمان، نسبت مىدهيم معنايش اين است كه «مضى» محقّق شده امّا نه در زمان گذشته بنابراين:
عنوان «تحقّق و محقّق بودن» خصوصيّتى است كه در فعل ماضى مأخوذ است و نتيجه آن خصوصيّت به حسب موارد مختلف، متفاوت است.
و همچنين در فعل مضارع، خصوصيّت «ترقّب» اخذ شده و معناى «يضرب» اين