إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٣٦ - ثمره ثبوت حقيقت شرعيه و عدم ثبوت آن
جواب: عقلاء براى اصل مذكور، اعتبارى قائل نيستند و شما هم مىتوانيد به عقلاء مراجعه كنيد و ببينيد آيا آنها اصلى به نام اصالت تأخّر حادث دارند يا نه.
مصنّف «ره» كأنّ فرمودهاند اگر كسى ادّعا كند كه عقلاء به اصل مذكور، اعتناء مىكنند، پاسخ مىدهيم كه براى ما ثابت نشده كه بين عقلاء اصلى به نام اصالت تأخّر حادث، معتبر باشد و تا مطلب ثابت نشود نمىتوان به آن استناد نمود.
خلاصه: تمسّك به اصالة تأخّر حادث به عنوان يك اصل عقلائى مردود است.
اگر بگوئيد اصالت تأخّر استعمال- حادث- ارتباطى به عقلاء ندارد بلكه يك اصل شرعى و همان استصحاب است و دليل شرعى بر حجّيّت استصحاب داريم و لا تنقض اليقين بالشّك، همانطور كه به استصحاب طهارت و نجاست حجّيّت مىبخشد، در محلّ بحث هم براى ما كارساز و مفيد است.
بيان ذلك: در استصحاب به قضيّه متيقّنه و مشكوكه نياز داريم در محلّ بحث، قضيّه متيقّنه را چنين ترتيب مىدهيم كه: مثلا ده سال، قبل الوضع قطعا آن استعمال نبوده، به وسيله استصحاب، عدم حدوث استعمال را ادامه مىدهيم تا پنج سال قبل الوضع و همچنين آن را ادامه مىدهيم تا مقارن وضع و تا بعد الوضع، فرضا مىگوئيم استعمال «صلّ عند رؤية الهلال» دو روز قبل از رحلت نبىّ اكرم (صلّى اللّه عليه و آله) تحقّق پيدا كرده است- بعد الوضع، خطاب مذكور صادر شده- و در نتيجه، بايد آن را بر معناى شرعى و اصطلاحى حمل نمود.
سؤال: آيا مجراى استصحاب مذكور، عدم تحقّق استعمال است يا مجراى آن، تأخّر استعمال است؟
واضح است كه دو عنوان مذكور با يكديگر متفاوت هستند.
آيا تأخر استعمال، حالت سابقه دارد؟