إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٣٨ - ثمره ثبوت حقيقت شرعيه و عدم ثبوت آن
بگوئيد لازمه عقلى عدم حدوث استعمال تا بعد الوضع اين است كه استعمال از وضع متأخّر باشد و نتيجه هم بر همين تأخّر مترتّب مىشود نه بر عدم حدوث استعمال «و هذا اصل مثبت» و اصل مثبت به عقيده مصنّف «ره» و بسيارى از محقّقين، حجّيّت ندارد.
نتيجه: استصحاب عدم حدوث استعمال نمىتواند چيزى را ثابت كند، آرى اگر تأخّر را ثابت مىكرد براى ما كارساز و مفيد مىبود امّا چون عنوان تأخّر، لازم عقلى عدم حدوث استعمال است لذا عنوان مذكور، ثابت نمىشود و در نتيجه مىگوئيم:
اصالت تأخّر حادث نه پشتوانه عقلائى دارد و نه از نظر شرعى دليلى بر حجّيّت آن قائم شده است.
اشكال ديگر: شما به اصالت تأخّر استعمال، استناد مىكنيد، ممكن است فرد ديگر به اصالت تأخّر وضع، استناد نمايد زيرا «وضع»- تعيّنى يا تعيينى- هم يكى از حوادث است و شما نمىدانيد كه اين وضع، قبل الاستعمال بوده يا بعد الاستعمال و لذا يك اصالت تأخّر حادثى هم در وضع جريان پيدا مىكند و در نتيجه دو اصل، مطرح مىشود يكى اصالت تأخّر استعمال و ديگرى اصالت تأخّر وضع و آن دو با يكديگر تعارض و تساقط مىكنند.
خلاصه: كسانى كه به اصالت تأخّر استعمال تمسّك كردهاند، راهشان مردود و غير قابل اعتناء بود.
٢- بعضى هم خواستهاند به اصالت عدم نقل، تمسّك كنند و بگويند بايد خطاب «صلّ عند رؤية الهلال» را بر معناى لغوى حمل نمود.