إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٠٣ - امر ششم
روز، قبل واقع شده، تلبّس ضارب به ضرب، دو روز قبل بوده لكن مخبر چنين گفته «جاء الضّارب».
عبارت مذكور، يك جمله است امّا آن را به دو نحو ممكن است معنا كرد كه طبق يك معنا استعمالش مجاز و طبق معناى ديگر با اينكه «ضارب» در مورد منقضى استعمال شده امّا حقيقت است:
الف: آيا متكلّم در صدد بيان اين مطلب بوده كه: زيدى كه در حال مجىء، عنوان ضارب داشت به منزل ما آمد يعنى بر زيد در يك لحظه، عنوان «جائى» و عنوان «ضارب»- به لحاظ اينكه دو روز قبل، متّصف به ضرب بوده- منطبق مىباشد.
اگر جمله مزبور را چنين معنا كنيم استعمال مشتق در منقضى و مجاز است زيرا ضرب، دو روز قبل، واقع شده و عنوان ضارب را در حال مجىء بر او منطبق كردهايم يعنى «جاء الذى هو ضارب فى حال مجيئه».
ب: اگر جمله مذكور را به اين نحو، معنا كنيم «جاءنى الذى كان ضاربا قبل مجيئه» يعنى عنوان ضارب را به لحاظ يك روز قبل از مجىء بر او تطبيق كنيم- به لحاظ حالى كه تلبّس به ضرب داشته- در اين صورت، استعمال مشتق در مورد انقضاء هست امّا عنوان مجازيّت ندارد و از نظر بحث ما، او متلبّس به مبدأ فى الحال است زيرا مقصود از «حال»، حال «نطق و تكلّم» يا حال مجىء كه در عبارت مذكور، ذكر شده نيست بلكه مقصود آن حالى است كه نسبت و جرى، تحقّق پيدا كرده و حال جرى و انتساب، همان حال تلبّس به ضرب است.
خلاصه: جمله «جاء الضارب» و «جاء الشّارب» را به دو نحو مىتوان معنا كرد كه در يك صورت، استعمال «ضارب» مجازى و در حالت ديگر، حقيقى است.
آرى كسى كه مشتق را در اعم، حقيقت مىداند، انگيزهاى ندارد كه جمله مذكور را