دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠١ - مخالفان تقليد
شود در هر صورت ثابت مىكند كه اين مسأله قابل ترديد نيست.
مخالفان تقليد:
با اينكه مسأله تقليد و رجوع جاهل به عالم امرى روشن، فطرى و اجماعى است و سيره متشرّعه نيز در طول تاريخ اسلام بر همين بوده است كه افراد عامى احكام حلال و حرام را از مجتهدان مىپرسيدند و بر اساس فتواى آنها عمل مىكردند؛ ولى با اين حال برخى از عالمان با مسأله تقليد مخالفت كردند. از اماميّه گروه اندكى از اخباريون [١] با تقليد مخالفند و در ميان اهل سنّت نيز برخى از علماى ظاهرى همانند داوود بن على و ابن حزم و همچنين گروهى از علماى حنبلى مثل ابن تيميه و ابن قيم جوزى و فرقه اباضيه قائل به حرمت تقليد شدهاند. [٢] از ابو حنيفه و أبو يوسف نيز نقل شده است كه گفتهاند: «لا يحل لاحدٍ ان يقول بقولنا حتى يعلم من اين قلناه؛ براى كسى جايز نيست كه قائل به قول ما شود، مگر آنكه مدرك و دليل قول و نظر ما را بداند». [٣]
از احمد حنبل نقل شده است كه گفت: «لا تقلّدنى و لا تقلّد مالكاً و لا الثورى و لا الاوزاعى، و خذ من حيث اخذوا؛ نه از من تقليد كن و نه از مالك و ثورى و اوزاعى؛ بلكه حكم را از همان منبعى بدست آور، كه آنان بدست آوردند». [٤]
شوكانى كه از مخالفان تقليد است، مىگويد:
«جمهور معتقدند مطلقا تقليد در فروع دينى جايز نيست».
سپس از «قرافى» نقل مىكند كه: مذهب مالك و مشهور علما بر وجوب اجتهاد و ابطال تقليد است و ابن حزم بر اين مسأله ادّعاى اجماع كرده است. سپس مىافزايد: ائمّه اربعه معتقد بودند كه نبايد از آنها تقليد كرد. [٥]
ابن حزم مىنويسد: «و لا يحلّ لأحدٍ أن يقلّد احداً؛ لا حيّاً و لا ميّتاً و على كلّ أحد من الاجتهاد حسب طاقته؛ براى احدى جايز نيست از شخص ديگر، چه آن شخص زنده باشد و يا مرده تقليد كند؛ بلكه بر هر كسى لازم است به اندازه توانش اجتهاد نمايد». [٦]
آنگاه اين سؤال را مطرح مىكند كه انسان عامى براى يافتن احكام الهى بايد چگونه عمل كند؟
مىگويد: «آن شخص حتّى اگر از جاهلترين افراد روى زمين باشد، لازم است از كسى كه از ديگران نسبت به مسائل دينى عالمتر است. سؤال خويش را بپرسد و بگويد دين پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در اين مسأله چه فرموده است؟ وقتى كه آن عالم وى را راهنمايى كرد، و فتوا داد، از او مىپرسد: «هكذا قال اللَّه عز و جل و رسوله؟؛ آيا اين سخن را خدا و رسولش فرمودهاند» اگر آن عالم پاسخ داد: آرى، همان را مىگيرد و عمل
[١]. ر. ك: الفوائد المدنيّه، ص ٤٠ به بعد. هر چند صاحب حدائق كه اخبارى معتدلى است، تصريح مىكند: بر آن كس كه توان استنباط احكام را ندارد، تقليد جايز است (حدائق الناضرة، ج ٨، ص ٤٩٧).
[٢]. ر. ك: دائرة المعارف الاسلاميه، ج ٥، ص ٤١٧.
[٣]. موسوعه فقهيّه كويتيّه، ج ١٣، ص ١٦١.
[٤]. همان مدرك.
[٥]. ارشاد الفحول، ج ٢، ص ٣٣٣.
[٦]. المحلّى (ابن حزم)، ج ١، ص ٦٦.